تبليغاتX
مرجع فارسی دامپزشکی
دانستنی های حیوانات اهلي و مقالات تخصصی دامپزشکی

افزایش حرارت و رطوبت محیط در تابستان می تواند موجب تغییرات فیزیولوژیکی و رفتاری درگاوها ودرنتیجه کاهش موفقیتهای تولید مثل گردد. این تغییرات عموما در نتیجه (استرس گرما)  بوده وشامل موارد ذیل است:

1.افزایش تنفس.        

2.افزایش درجه حرارت رکتوم.       

3.افزایش مصرف آب.

4.کاهش غذای مصرفی.     

5.کاهش وزن.                              

6.کاهش فعالیت.

البته استرس حرارتی خیلی بالا باعث عدم تعادل ، کلاپس((Collaps و در نهایت  مرگ دام خواهد شد.

علاوه براین علائم ،تغییراتی در اندام تناسلی گاو نروماده در اثر استرس گرما اتفاق می افتدکه ممکن است باعث کاهش باروری در آنها گردد. آستانه حرارت محیطی که در آن تغییرات فوق رخ می دهد به خوبی روشن نیست بلکه استرس گرما بسته به طول مدت وشدت آن اثرات خود را روی اعضای تناسلی به جای می گذارد . حرارت محیطی بالا که برای هفته ها ثابت بماند ممکن است اثرات زیان آور خود را در اندام تنا سلی نشان دهد . شب های خنک به کاهش استرس گرما کمک خواهد کرد و ممکن است که اثر استرس گرمائی روز را جبران کند .

دیگر عواملی که باعث کاهش اثراسترس گرمایی می شوند عبارتند از :

1.تهویه کافی(چه مکانیکی و چه طبیعی ).         

2. وجود سایه وآب آشامیدنی.

3.استفاده مناسب از آب مثل ایجاد غبار آب وکاهش حرارت در اثر تبخیر آن.

 

تاثیر استرس گرما بر گاونر:

علائم استرس گرما در گاو نر با افزایش حرارت وثابت ماندن در 90 درجه فارنهایت (2/32  درجه سانتیگراد) بروز می کند. حرارت محیطی 100 درجه فارنهات (7/37 درجه سانتیگراد) خطر ناک بوده و ممکن است علائم پیشرفته استرس گرما را  ایجاد کند . بسیاری از داده ها در مطالعات تجربی موید تاثیر استرس گرما بر کیفیت منی گاو نر می باشد. تغییرات بعدی استرس گرما می تواند هنگام ارزیابی منی مشاهده گردد وآن  شامل تغییرات در شکل ، سر و دم سلول اسپرم می باشد.

پوشش گذاری بر روی اسکروتوم بیضه در گاو نر می تواند 4-1 درجه فارنهایت(2/2-6/. درجه سانتیگراد) حرارت پوستی اسکروتوم را افزایش دهد . این عمل آزمایشی موجب ایجاد شرائط استرس گرمائی می شود. پوشش گذاری بر روی اسکروتوم گوساله های نر یک ساله به مدت 72-24 ساعت موجب کاهش سلولهای طبیعی اسپرم شده است . این کاهش از 2-1 هفته بعد از پوشش گذاری اتفاق میافتد.وقتی این استرس بر داشته می شود ، کیفیت منی تا 4-1 هفته به همان صورت ادامه می یابد .  بسته به طول مدت استرس گرمائی کیفیت منی تقریبا تا 8-4 هفته بعد از آن به سطح قبل از استرس باز می گردد. در مکانهائی که دامها به مدت زیادی تحت شرائط آزمایشات استرس گرما و هوای گرم قرار گرفته اند (95-88 درجه فارنهایت معادل 35-31 درجه سانتیگراد به مدت هشت هفته) ، نتایج مشابهی به دست آمده است و دامهــــــــای فوق بعد از هشت هفته کـــــه استرس بر داشته شده به شرائـــط قبلی خود برگشته اند.

نتایج عملی استرس گرمائی بر روی گاوهای نر به خوبی مشخص نیست. تغییرات در کیفیت منی ممکن است به کاهش باروری منجر شود و خصوصا اگر که گاو نر موجود   بارور کننده  گله ،تنها گاو نر قبل از استرس گرما بوده است . آزمایشات نشان داده که گاوهای نر در بروز علائم استرس و نشان دادن حساسیت نسبت به استرس گرمایی متفاوت می باشند و بصورت انفرادی ممکن است گاو نری باشد که در مقابل استرس گرماعلائم چندانی نشان ندهد در حالی که سایرین دارای علائم شدید باشند . چنانچه گاو نری در معرض استرس گرما قرار گرفته و1 الی 2 هفته بعد  این گاو در برنامه همزمانی روی تعدادی از گاو ها به کار گرفته شود ،ممکن است کاهش زیادی درباروری گاو ها اتفاق افتد. با این وجود تحت شرایط بسیاری که در فیلد وجود دارد با یک گاو نر نرمال غیرمحتمل است که استرس گرمائی حاد اساساً به تنهایی بتواند باروری گاو را تحت تاثیر خود قرار دهد. اطلاعات داده ای موجود اجازه ی ارزیابی دقیق میزان تاثیرگذاری  استرس گرما بر روی باروری در شرایط مختلف مدیریتی در فیلد را نمی دهد .

 

با کاربرد مدیریت تولید مثلی صحیح ممکن است استرس گرما به شرح ذیل در گاو نرکاهش یابد :

1-استفاده بهینه از گاو نر(نسبت 1 به 20 برای گوساله های نر یکساله به گاوهای ماده و نسبت 1 به 40 برای گاوهای نر بالغ).

2-تهیه سایه و تهویه مناسب (نصب فن (Fan ) یا استفاده از جریان باد به صورت طبیعی)

3- استفاده از گاوهای نر با باروری بالا.

4-تهیه میزان کافی آب با کیفیت مناسب و مواد معدنی.

5-کاهش استرس های دیگر شامل حشرات مزاحم ، عفونت سم ، و غیره.

6-نگهداری گاو نر در شرائط وضعیت بدنی خوب.

7-گردش گاوهای نر بین مزارع (اگر که مزارع دیگری در دسترس است) این کار باعث افزایش مقاومت گاونر حساس به استرس گرمائی و جبران استرس فوق می شود.

 

اثرات استرس گرما بر تولید مثل گاو ماده:

افزایش استرس گرما به بیش از 86 درجه فارنهایت (30 درجه سانتیگراد) ممکن است که روی هورمونها در گاو ماده تاثیر گذار باشد. کاهش طول زمان فحلی و کم شدن شدت علائم آن ممکن است که یکی از اثرات استرس گرما باشد. استرس گرما در زمان باروری و یا بلافاصله 10-7 روزبعد از آن ممکن است که باعث کاهش ریت  باروری ( conception rate ) گردد. این خصوصا وقتی به وقوع می پیوندد که گاو ها به استرس گرما عادت نداشته باشند.این تغییرات نه تنها شامل نارسائی در بــــاروری تخمک است بلکه  اساسا موجب افزایش مرگ زود رس جنین نیز در گــــــاو می باشد.

بامرگ زودرس جنین در رابطه با استرس گرما ، گاو ظرف 21 روز به فحلی باز می گردد. در واقع جنین قبل از شناسائی توسط مادر از بین رفته و آبستنی زایل گردیده است.بنابر این گاو مجددا ظرف 21 روز به فحلی باز می گردد.

کاهش باروری در گاوها، بیشترین احتمال، متعاقب استرس گرما می باشد.اما در برخی از تلیسه ها هم ممکن است کاهش باروری اتفاق افتد..

درحالی که بطور سنتی غا لب توجهات معطوف به اثرات کاهش باروری در گاو نر است، اما این واقعیت مهم است که استرس گرما بر روی باروری گاو ماده موثر می باشد.

بنا بر این استرس گرما خصوصا در زمان اجرای برنامه همزمانی باید مورد توجه قرار گیرد. در یک برنامه همزمانی در زمان بروز فحلی برای اجتناب از استرس آب و هوای گرم و یا به کار گیری ابزار مدیریتی در جهت کاهش این استرس برای حصول یک نتیجه خوب ، باید مد نظر قرار گیرد.

 

This publication and others can be accessed electronically from the SDSU

College of Agriculture & Biological Sciences publications page, which is at

http://agbiopubs.sdstate.edu/articles/ExEx2018.pdf

+ نوشته شده در  85/12/10   توسط علی  | 

مديريت بيماران :
گرفتن نمونه خون ودستگاه تنفس و ارسال به آزمايشگاه براي تست آنفولانزا و ديگر عفونتهايي كه علائم باليني مشترك دارند .
درمان با اينهيبيتور نورآمينيدازها مانند oseltamivir (بصورت 75mg خوراكي ، دوبار در روز) بعنوان اولين مراحل درمان بكار ميرود .
اگر كه علائم باليني ظاهرشد بيمار بايستي در بخشي كه قبلاُ توضيح داده شد براي كنترل عفونت بستري گردد.
اگر كه تشخيص داده شد بيمار نياز به بستري شدن ندارد بايستي به بيمار وخانواده اش ضوابط بهداشت فردي و كنترل عفونت (براي مثال: شستن دستها، استفاده از ماسك كاغذي يا جراحي براي شخص بيمار وپرهيز از تماس جمعي) آموزش داده شود اگر كه نياز دارد توسط دارو تحت درمان حمايتي قرار گيرد همچنين بيمار با پزشك معالج توسط تلفن ويا ويزيت شدن در تماس باشد .درمانهاي حمايتي شامل مراقبت از اشباع بودن اكسيژن واستفاده از ذخيره اكسيژن در صورت كم شدن اكسيژن ماسكهاي اكسيژن nebulizer ويا high-air-flowدر سندرم عفونت حاد تنفسي براي پيشگيري از انتشار تنفسي بكار مي رود .
اين توصيه ها فقط هنگامي كه بيماري شديد باشد و كنترل آن مشكل مي باشد مورد نياز هستند .
گرفتن نمونه هاي خون وتنفسي بطور مرتب براي چك كردن عفونتهاي باكتريايي احتمالي مورد نياز مي باشد . استفاده از درمان آنتي بيوتيكي به صورت تزريقي را نيز بايد در نظر داشت . از آمانتيدين يا ريمانتيدين استفاده نكنيد بدليل خطر افزايش موتاسيون انتخابي در جهت مقاومت ويروسي با توانايي جهاني شدن . نتايج اوليه كه توسط مراكز مختلف بهداشت جهاني بدست آمده پيشنهاد مي كند كه ويروس آنفولانزاي A (H5N1) كه اخيراُ از انسانها جدا شده اند نسبت به آمانتيدين وريمانتيدين مقاوم مي باشند .
پرهيز از تجويز ساليسيلاتها (مانند آسپيرين) در بچه هاي زير 18سال بدليل ريسك سندرم reye .
استفاده از paracetamol يا ibuprofen با هم بصورت خوراكي يا شيافت براي كنترل تب.
تعديل كنندهاي سيستم ايمني مانند كورتيكواستروئيدها بايستي فقط به موازات عمليات كلينيكي صورت گيرد. پاسخ ايمني انسان در مقابل آنفولانزاي A (H5N1) هنوز نياز به مطالعات بيشتري دارد .(3)
از ribavirin استفاده نكنيد. هيچگونه شواهدي دال بر مؤثر بودن اين دارو بر عليه آنفولانزا وجود ندارد در عوض عوارض ناخواسته مانند آنمي شايع مي باشد و ممكن است كه بيمار را بيشتر به مخاطره بياندازد .
براي فهم بهتر الگوي دفع ويروس در انسانهاي عفوني شده با ويروسها A (H5N1) در شيوع آنفولانزا در تايلند وويتنام نياز به مطالعات بيشتري مي باشد . تا اينكه شواهد ديگري به دست آيد در حال حاضر WHO توصيه كرده است كه ضوابط كنترل عفونت تا 7روز بعد از قطع تب ادامه پيدا كند .
مطالعات قبلي برروي آنفولانزا براين امر كه كودكان باسن كمتراز 12سال مي توانند براي 21روز پس از شروع بيماري ويروس را دفع كنند مي باشد . بنابراين ، براي كنترل عفونت بهتر است كه كودكان براي اين دوره در محل مراقبت باقي بمانند . كودكان در اين مدت نبايستي به مدرسه بروند .
افرادي كه بااين بيماران در تماس مستقيم بوده اند بليستي براي 7روز تحت نظر قرار گرفته شوند ودماي بدن آنها دوبار در روز چك شود اگر كه فردي تب بالاتر از 38c و سرفه يا تنگي نفس را نشان داد بايستي بلافاصله درمان شود .(3)
آنفولانزاي مرغي جديد در دانمارك،10000 اردك را ازبين برد .
ويروس A H5N1 در اردكها شناسايي شد .
يك نوع جديد ويروس A آنفولانزا ،H5N1 ، براي اولين بار در اردكهاي دانماركي شناسايي شد . بدنبال ظهور بيماري بين 12000 اردك . در يك مزرعه اردك نزديك به شهر salling در jutland دو ويروس شناسايي شدند: يك ويروس عامل Entritis در اردك (DVE) ،كه عامل بيماري بود ويك ويروس آنفولانزاي A .
تمامي اردكها بطور خيلي وسيعي در 10 سپتامبر 2003 درگير بيماري شدند . ويروس آنفولانزايA از بافت تعدادي از اردكها جدا شد . انستيوسرم سازي statens از RT – PCRطول كامل هماگلوتينين ونورآمينيداز با تعيين توالي روتين كه ترجيحاُ بطور مستقيم برروي نمونه ها انجام مي گيرد تا برروي ويروسهاي كشت داده شده استفاده كردند و ژنوتيپ اين ويروس را H5N7 نام نهادند .
اين تايپ قبلاُ هيچ گاه شناسايي نشده بود وبررسي هاي بيشتر هم اكنون برروي آن در حال انجام است . نكته با اهميت اينكه اين ويروس در انسانها تشخيص داده نشده بخصوص در ميان افرادي كه با اين اردكها تماس داشتند يا در تعدادي موارد غير مرتبط ويروس آنفولانزاي (H3N2) A در دانمارك از 1 سپتامبر 2003 تشخيص داده شد .12 سويه ويروس آنفولانزاي مرغي (AIV) A از پرندگان وحشي در دانمارك از 1996 جدا شد كه هيچ كدام از آنها H5 يا H7 نبود .
پرندگان وحشي مخزن طبيعي آنفولانزاي مرغي هستند (AIV) . اگر چه ويروسهاي كم پاتوژن H5 وH7 وجود دارد ولي تمامي ويروسها با بيماري زايي بالا يا H5 يا H7 هستند . پاتوژنسيته ويروسهاي AIV H7 و H5 حداقل تا قسمتي وابسته به توالي آمينو اسيدي در محل برش در HA1/HA2 دارد. چنين توالي هاي پاتوژنيكي يافت نشدند . بنابراين اين سويه AIV در گروه ويروسهاي باپاتوژنسيته پائين قرار گرفت . توانايي تغيير پاتوژنسيته مثلاُ طي تكثير در پرندگان يا نوتركيبي در خوكها ويا انسانها شناسايي نشده است . ويروسهاي بسيار پاتوژن AIV از تيپ H5 و N7 اغلب انسانها را درگير مي سازند . اين مسئله در سال 1997 در هنگ كنگ رخ داد (H5N1) كه 6 نفر از 18 فرد آلوده شده از بين رفتند ودوباره در سال 2003 كه يكي از دو فرد آلوده شده مردند ودر سال 2003 در Netherland سويه H7N7 شايع شد كه 1 نفر از هر 80 بيمار از بين رفتند . سازمان بهداشت جهاني تصويب كرد تمامي كشورها كميته هاي بين المللي در مورد مديريت اپيدمي هاي آنفولانزا تشكيل گردد .
شبكه هاي آزمايشگاهي نظارتي و روشهاي ژنوتايپ كردن بايستي با كارهاي اين كميته هاي بين المللي هماهنگ شود .(6)
ويروسهاي آنفولانزاي مرغي عوامل مشترك بين انسان وحيوان مي باشند كه بعنوان يك خطر مداوم سلامت جمعيت هاي انساني وحيواني را تهديد مي كند . طي 6 سال گذشته، عفونت انسانها با ويروسهاي آنفولانزاي مرغي از 3 تحت تيپ (H5, H7, H9) بكرات تشخيص داده شده است .(8)
ويروس آنفولانزاي مرغي H7N7 كه سبب آنفولانزاي شديد در 225 مزرعه طيور در هلند در سال 2003 شد همراه با عفونت ملتحمه چشم (conjunctivitis) در 347 انسان بود . عفونت با ويروس H7N7 در 87 مورد، مورد تأئيد قرار گرفت ، يك نفر دامپزشك در اثر عفونت جان سپرد . شواهدي از انتقال فرد به فرد ويروس و ايجاد عفونت درخوكها دردست مي باشد . اين شيوع بوسيله جداكردن وقرنطينه كردن طيور عفوني كنترل شد . براي جلوگيري از پديد آمدن وانتشار ويروس نوترتيب مرغي ـ انساني كارگران مرغداريها بوسيله واكسن آنفولانزاي انساني واكسينه شدند وداروي آنتي نورآمينيداز به آنها داده شد .(8)
انتقال آنفولانزاي مرغي H5N1 به انسانها در سال 1997 ثابت كرد كه اين ويروس علي رغم اينكه ترجيح مي دهدبارسپتورهاي سياليك اسيدمرغي باند شوند توانايي انتقال به انسان رادارد (براي مثال آنهابايك gal 3 و2 × انتهايي لينك مي شوند .)
قبل از 1997، گزارشاتي از عفونتهاي انساني باH7N7 وجود داشت (معمولاُ باعث عفونت ملتحمه مي شد) ، اما شواهد محكمي دال بر انتقال مكرر ويروسهاي مرغي به انسانها دردست نبود . چگونه ويروسهاي آنفولانزاي مرغي در ايجاد عفونت در پستانداران به طور تصاعدي قوي تر شده اند؟ (متن در مقاله 8)
مقاله شماره (4) :
ارزيابي تلفيق PCR با MOBILITY هترودوبلكس براي تعيين و تشخيص ويروسهاي آنفولانزاي A از انواع حيوانات :
خلاصه :
انتقال ويروسهاي آنفولانزاي A از حيوانات ميزبان به انسان ممكن است به پديد آمدن گونه هاي جديد با همه گيري جهاني شود . تشخيص زود بهنگام چنين وقايعي در ابقاء ويروسهاي آنفولانزا در درحه اول اهميت قرار دارد . براي تشخيص و تعيين خصوصيت نسبي ويروسهاي آنفولانزاي A از گونه هاي مختلف حيوانات روش توأم RT-PCR و (HMA) heteroduplex mobility طراحي گرديد. نشان داده شد كه اين تغيير پذيري (m) ژن در RT-PCR مي تواند حساس شود و براي تعيين ويروسهاي آنفولانزاي A انساني و مرغي وخوكي اختصاصي گردد.
قطعات تكثير شده توسط PCR از ويروسهاي انسان ، طيور وخوك از 15 تحت تيپ مختلف،با بين 9/1 و4/21 اختلاف نوكلئوتيدي بوسيله روش HMA تمايز گذاشته شد .
تعيين توالي ampliconها نشان داد كه الگوي تغيير پذيري هترودوبلكس بااختلاف توالي ها بين DNA مورد آزمايش ورفرنس مرتبط مي باشد . متد تكثيرRT-PCR HMA براي جستجوي سريع نمونه ها با يك پانل رفرنس از منشأ ويروسهاي انساني ومرغي وخوكي تشخيص داده شد .
ويروسهاي مرغي (A / Hongkong / 1073 / 99) H9N2 كه با گونه هاي انساني واكنش متقاطع داشتند در مقابل panel رفرنس مورد بررسي قرارگرفتند . مشخص شد كه محصولات PCRاين سويه بيشترين شباهت را با سويه (A / Quil /Hongkong / GI / 97 ) H9N2 دارد. بررسي توالي ها نشان داد يك اختلاف 101% نوكلئوتيديبين قطعات amplicon مربوط به A / Quil /Hongkong / GI / 97 و A / Hongkong / 1073 / 99 وجود دارد . با توجه به نتايج كار ما ، روش RT-PCR HMA يك راه سريع و حساس براي جستجوي ويروسهاي آنفولانزاي جديدوغيرمعمول
مي باشد.شناسايي ويروسهاي آنفولانزا معمولاُ شامل رشد ويروس در كشت بافت يا جنين تخم مرغ ، قبل از بررسي تايپها يا ساب تايپها بوسيله ممانعت از هماگلوتيناسيون (HI) مي باشد .
ليكن ، اين كارها وقت مي برد وشناسايي گونه هاي منشأ ويروس ضروري نمي باشد . به همين دليل ماروش (RT) – PCR براساس ژن ماتريكس (M) توأم با روش هترودوبلكس (HMA) mobility برروي محصولات PCR پايه گذاري كرديم .
پروسه خالص سازي نوكلئيك اسيدهاي ويروس باشناسايي توسطHMA24 تا36 ساعت وقت مي برد و مي توان بطور مستقيم آن را برروي نمونه هاي كلينيكي انجام شود . روش RT-PCR HMA كه در اينجا شرح داده مي شود به تشخيص زود به هنگام انتقال داخل گونه اي بين ميزبانهاي انساني وحيواني كمك خواهد كرد .
مواد و روشها :
جداسازي ويروس :
ويروسهاي آنفولانزا درحفره هاي آلانتوئيك جنين تخم مرغ رشد مي كند . مايع حاوي مايع آلانتوئيك جداسازي شده ودردماي 70c تا موقع مورد نياز نگهداري
مي شود . ويروسهايي كه در اين مطالعه استفاده شده اند در جدول شماره 1 ليست
شده اند .
ويروسهاي /Taiwan/7310/10 ، A/SW/oms/2899/82 ، A/SW/oms/3633/84، /SW/Scotland/410440/94 ، A/SW/hongkong/168/93 ،A/HK/1774/99 و A/HK/1073/99 بوسيله yipu lin و alan hay مؤسسه بين المللي تحقيقات پزشكي در mill hill انگلستان فراهم شد .
جدا سازي A/DUCK/singapor q/f 119-3/97 بوسيله آزمايشگاه دامپزشكي منشعب از مركز دامپزشكي سنگاپور انجام گرفت .
ويروس تايپنگ : ويروسهاي آنفولانزا كه تايپ مي شوند با استفاده از آنتي سرم موش خرما همانطوري كه قبلاُ شرح داده شد انجام مي شد . تمام تستهاي HI با استفاده از HAU 8 از ويروسها و 5% سلولهاي قرمز (vol/vol) turkey انجام گرفت .
سنتز cDNA وخالص سازي نوكلئيك اسيد :
RNA ويروسي از يك ميزان 150mg از نمونه بوسيله روش باند شدن با گوآنيدينوم تيوسيانات باسيليكا همانطوري كه قبلاُشرح داده شد انجام گرفت . rna ويروسي در 30 از نوكئازها وآب آزاد حل مي شود .
RT از RNA به CDNA بوسيله اضافه كردن 2/22 از RNA به 8/17 مخلوط RT حاوي 20Mm Tris-Hcl (PH=8/4) ، 50 Mm ، KCL و 7/5 Mm ، mgcl2 و 3Mm از هر داكسي نوكلئوتيد تري فسفات و 25ng از پرايمرهاي راندم (pdn6) و 1/6 u از rnasine و2007 از revers transcriptase ويروس لوسمي موشي (moloney) انجام مي شود .
اين مخلوط در دماي 20c براي 10 دقيقه انكوبيت مي شود وسپس در 37c براي 45 دقيقه نگهداري مي گردد . سپس نمونه ها براي 65 دقيقه تا 100c حرارت مي بينند وبعد روي يخ گذاشته مي شوند .
مواد اصلي PCR : توالي هاي پرايمر بدنبال بررسي نواحي حفاظت شده از ژن m مربوط به ويروسهاي آنفولانزاي A بدست آمدند.خصوصيات پرايمرها بانرم افزار oligo primer analysis بررسي مي شوند .جفت پرايمري كه در مايه RT- PCR مربوط به m gene مورد استفاده قرار مي گيرددر جدول شماره 2 آمده است.
پرامر خارجي ،amp71f قبلاُ براي استفاده در يك مايه pcr براي تعيين ويروسهاي آنفولانزاي انساني طراحي شده است . هر جفت پرايمر در مجاورت مقدار مشخصي از mgcl2 ، نمك و PH انجام مي گيرد. براي PCR اوليه، 20 L از cdna به 80 L مخلوط PCR حاوي 8 L از بافر 10XPCR ((PH : 8/4) tris- hcl , 200Mm و kcl 500ml ) و2/4 l از mgcl2 50mm و 1 l ازهرپرايمر خارجي در l (amp 71f ,amp831r ) 5 pmol/ و 6/7/3 l از نوكلئاز – آب آزاد و /3 l از DNA, taq پلي مراز استفاده مي شود .
دماي اپيتيم براي چسبيدن براي جفت پرايمروحالت چرخشي بااستفاده از يك mastercycler Gradient thermalcyler تعيين مي گردد . تكثير اوليه بوسيله 1 سيكل در دماي 94c براي 2 دقيقه انجام مي شود وبعد با 30 سيكل دناتوره كردن در دماي 94cبراي يك دقيقه دنبال مي شود وتواماُ چسبيدن وطولاني شدن در دماي 68c براي 1/5 دقيقه انجام مي شود . محصولات اوليه تكثير يافته از ويروس هاي رشد كرده برروي تخم مرغ به نسبت 1 در 10000 قبل از تكثير ثانويه رقيق مي كردند . يك مقدار از محصول اوليه (2 l) سپس به 48 l از مخلوط ثانويه pcr حاوي 5 lاز10 xpcr buffr (ph:8/4)tris-hcl ,200mm) و (kcl 500mm و 1 l از مخلوط داكسي نوكلئوزيد تري فسفات و 1/5 l از 3 l , 50mm mgcl2 ازهر پرايمر داخلي در 25 pmol/ l (amp227f , amp 622r) و 34/2 l از نوكلئاز-آب آزاد و /3 l از DNA, taq پلي مراز اضافه مي كنيم . نمونه ها در دماي 94c براي 1 دقيقه انكوبيت مي شوند وسپس براي 32 سيكل در معرض 94c به مدت 1 دقيقه و60c براي يك دقيقه و72c براي يك دقيقه قرار مي گيرند .
Amplicon هاي (413bp) بوسيله رنگ آميزي با اتيديوم برومايد قابل رؤيت مي شود و متعاقبأ برروي ژل آگارز2% الكتروفور مي شود . جدول شماره 2
-تعيين حساسيت روش (I RT-PCR) تيتراسيون عفونت زايي ويروس :
روش هاي عفونت زايي همانطور كه قبلاُشرح داده شدبا تغييرات كوچكي انجام مي گيرد . تعداد10رقت (10 -10)
از ويروسهاي syd/97(h3n2) و DK/sing/97(h5n3) و HK/1073/99(h,n2) در محيط ترانسپورت ويروسي تهيه گرديد . (vtm) ذمان انكوباسيون به 72 ساعت دريك انكوباتور co2 در 37c تغيير پيدا مي كند . سلولهاي كليه سگ madin-darby بوسيله گلوتارآلدئيد5% فيكس گرديدند وپلاكه بوسيله رنگ آميزي با محلول كربول فوشين 5% vol/vol قابل رؤيت شدند .
RT-PCR(ii) : مقداري ازمحلول تازه وزنده ازهرويروس(100 l) حل شده در vtm در مجاورت عصاره نوكلئيك اسيد و RT-PCR همانطوركه قبلاُشرح داده شد قرارداده مي شود .
روش Heterduplex :
متدهاي آناليز hma كه قبلاُ شرح داده شد براي مطالعه گونه هاي مشابه ويروس نقص ايمني انسان تيپ 1 آداپته شدند . براي hma ، 3 l از نمونه محصول pcr با 3 l ازمحصول pcrرفرنس و /3 l از بافر hmaحاوي1 m nacl و 100mm tris (ph:7/8)و 20mm edta مخلوط مي گردد.
نمونه ها سپس در دماي 95cبراي 2 دقيقه دناتوره مي شوند وسريعاُ تا دماي4c سرد مي شوند . سپس براي 10 دقيقه برروي يخ گذارده مي شوند .سپس بافر(1/3 l) gel loading اضافه مي شود .
برم فنل بلو1% و glycerol و(g x ; tris-boric acid-edta{tbe} , 1% xylen cynol) نمونه ها برروي ژلهاي پلي ساكاريدي غير دناتوره 8% در(nove x TBE ) 1 x TBE براي 50 دقيقه در ولتاژ 200V الكتروفورز مي شوند.همودوبلكس ها وهترودوبلكس ها بدنبال رنگ آميزي ژل با sybr greenII قابل رؤيت مي شوند.
تعيين توالي وبررسي فيلوژنيك : تعيين توالي نوكلئوتيدي amplicon هاي pcr m ژن بااستفاده از روش dye deoxy terminator انجام گرفت .
محصولات PCR m ژن بااستفاده از جفت پرايمر داخلي PCR amp227f و amp622r در 3/2 pmol/reaction تعيين توالي شدند. بررسي فيلوژنيك خوشاندي به دنبال تعيين توالي با استفاده از برنامه magaling4 انجام گرفت .
نتايج :
- تعيين ميزان حساسيت و اختصاصي بودن RT-PCRبراي m ژن: حساسيت تشخيص ويروس آنفولانزايA بوسيله روش RT-PCR براي Mژن با استفاده از سه ساب تيپ ويروس آنفولانزايA به نامهايsyd/97(h3n2) و dk/sing/97(h5n3) و Hk/1073/99(h9n2) انجام گرفت . رقتهاي سريال و متوالي از عصاره ويروسي تازه اين ويروسها در vtm تهيه گرديد. ازهررقتي، نوكلئتيك اسيدها براي سنتز cDNA و PCR جمع آوري شدند. به همين ميزان نيز به ارزيابي عفونت زايي اين روش ازهررقتي گرفته شد كه همان روز انجام گرفت در اين الگو ، رقت نقطه پايان براي عفونت زايي ويروس مي توانست مستقيماُ با نقطه پايان تشخيص RNA ويروسي بوسيله RT-PCR مقايسه گردد.
M ژن كه براي RT-PCR به كارمي رود 10pfu از ويروسهاي آنفولانزايA (H9N2 , H5N3 , H3N2) درميلي ليتر مي باشد .اين با حساسيت گزارش شده براي تشخيص ويروسهاي آنفولانزايA وB بوسيله روش NESTED RT-PCR بااستفاده از پرايمرهاي اختصاصي براي ژنهاي HAاز ويروسهاي آنفولانزايA وB مي باشد.RT-PCR براي ميزان توانائيش در تشخيص ويروسهاي آنفولانزايA از انواع حيوانات وميزاي اختصاصي بودنش براي ويروسهاي آنفولانزايA مورد آزمايش قرار گرفت .
يك محصولي با اندازه اي كه انتظار مي رفت (413bp) هنگامي كه ويروسهاي آنفولانزاي A مرغي ، انساني يا خوكي آزمايش شدند بدست آمد . (جدول 1 و شكل 1)
اين نتايج نشان مي دهد كه توالي هاي mژن ويروسهاي آنفولانزاي A تمام حيوانات آزمايش شده را مي توان با پرايمرهاي ليست شده در جدول 2 تكثير كرد .يكسري محصولات نامعلوم PCR هنگامي كه ويروسهاي آنفولانزايB تست شدند مشاهده شدند ، كه دلالت بر اختصاصي بودن PCR براي توالي هاي ويروسهاي آنفولانزاي A مي كند .
تعيين مشخصات آمپليكونهاي Mژن بوسيله HMA وتأئيد توالي هاي آن :
بعد از تكثير Mژن بوسيله RT-PCR اختصاصي بودن محصول PCR براي هرويروس بامنشأ ميزباني خاص بوسيله HMA مورد تحقيق وتخصص قرارگرفت . اين كار با استفاده از بررسي طريقه فرم گرفتن هترودوبلكس بين آمپليكونهاي يك ويروس آنفولانزايA انساني رفرنس (bay/95) وآمپليكونهاي ويروسهاي مورد آزمايش از 15 ويروس آنفولانزاي A مختلف از ساب تايپهاي انساني و خوكي ومرغي صورت گرفت . (جدول شماره يك ) (نتايج در شكل 2 نشان داده شده اند)
هترودوبلكس هايي كه بين آمپليكونهاي سويه رفرنس (BAY/95) ومحصول PCR هر ويروس مورد آزمايش مشاهده مي شوند ، منعكس كنند تغيير توالي بين ويروس رفرنس وDNA ويروس مورد آزمايش مي باشد .
هيچ هترودوبلكسي در ستوني كه حاوي فقط محصول PCR رفرنس مي باشد مشاهده نمي شود .(lane 1,17) .كمترين كاهش در تغيير هترودوبلكس درجايي مشاهده مي شود كه محصول ويروس رفرنس (bay/95) با آمپليكون ويروس wuh/371/95 مخلوط گرديده است (lane 2) . هر دو ويروس bay/7/95 و wuh/371/95 از سويه هاي ويروس آنفولانزاي انسانيA ،H1N1 مي باشند .
بررسي توالي ها بر اين امر دلالت مي كند كه آمپليكونهاي Mژن ويروسbay/95 و wuh/371/95 تا 9/1% اختلاف دارند .(جدول 3)
بنابراين آمپليكونهاي با بيشتر از 2% variation درتوالي نوكلئوتيدي بوسيله اين روش HMA مي تواند متمايز گردد .
هيچ اصلاحي در دوباره حل شدن باند وقتي كه 10% ، 20% ، يا گراديان ژلهاي پلي آكريل آميد استفاده شد مشاهده نشد . بيشترين ميزان كم شدن در تغيرپذيري در ستوني مه آمپليكون رفرنس از bay/95 با محصولات pcr ويروسهايي كه داراي mژنهاي ويروسي خوكي يا مرغي مخلوط شده اند مشاهده مي گردد .(ستون 3 و4 و7 تا 16). اختلافات نوكلئوتيدي بين آمپليكونهاي pcr از اين ويروسهاي مرغي وخوكي وويروس رفرنس انساني سويه bay/95 بوسيله بررسي توالي بين 5/14% و 4/21% مشاهده شد . (جدول 3) ميزان متوسط الگوي تغيير هترودوبلكس در مخلوطهاي حاوي آمپليكونهاي pcrاز ويروسهاي انساني (bay/95) H1N1 وويروسهاي انساني H3N2 تست و syd/97 و wuh/359/95 مشاهده شد (بترتيب ستون 5 و6) بررسي توالي ها يك اختلاف نوكلئوتيدي 7/6 تا 9/7 درصدي را بين ويروس H1N1 انساني و آمپليكونهاي mژن ويروس انساني H3N2 تست مشاهده شد .(جدول 3)
ارزيابي يك الگوي رفرنسHMA براي تعيين انتقال بين گونه ها :
يك پانل از 9 و يروس آنفولانزاي A با ژنهاب M كه در دودمان انساني ، خوكي وطيور وجود دارند ساخته شد .
RNA از اينها و يك ويروس تست خالص سازي مي شود (HK/1073/99) و RT-PCR روي آن انجام مي گيرد . (شكل3)
آمپليكونهاي با اندازه اي كه اتنظار مي رفت (314bp) بوسيله ژل آگاروز الكتروفورز قابل رؤيت مي شود (شكل (A 3 يك قسمتي از هر آمپليكون رفرنس براي hma با محصول pcr ويروس تست (HK/1073/99) مورد استفاده قرار گرفت . (نتايج در شكل 3B نشان داده شده است ). بيشترين كاهش در تغيير پذيري هترودوبلكس هنگامي مشاهده شد كه آمپليكون HK/1073/99 با آمپليكونهاي ويروس انساني رفرنس مخلوط گرديد . (ستون 1 و 2)كه دلالت بر فاصله زياد توالي Mژن ويروس مرغي با انساني دارد . هترودوبلكسهايي كه هنگام مخلوط كردن محصول PCR ويروس HK/1073/99 با آمپليكونهاي رفرنس مشتق شده از ويروسهاي خوكي و انساني تشكيل شدند الگوهاي تغيير پذيري گوناگوني را نشان دادند (ستون 3و9)
بيشترين شباهت را با آمپليكون PCR ويروس مرغي QU/HK/GI/97 H9N2 مشاهده شد (ستون7) . هيچگونه هتروبلكسي هنگامي كه آمپليكونهاي Qa/hk/gi/97 و hk/1073/99 مخلوط شدند مشاهده نشد كه دلالت بر كم بودن اختلاف اين آمپليكونها از ميزان حساسيت تست HMA دارد. نتايجHMA بوسيله تعيين توالي مستقيم آمپليكونهاي PCR ، Mژن از 9ويروس رفرنس وويروس تست تأئيد گرديد. بررسي توالي ها نشان داد كه اختلاف نوكلئوتيدي بين آمپليكونهاي Qa/hk/gi/97 و hk/1073/99 بميزان 1/1%مي باشد .
- بحث :
بيشترين شباهت را با آمپليكون PCR ويروس مرغي H9N2 Qa/HK/GI/97 , مشاهده شد « ستون 7» . هيچگونه هترو دوبلكسي هنگامي كه آمپليكونهاي Qa/HK/GI/97 و HK/1073/99 مخلوط شده اند مشاهد نشد كه دلالت بر كم تر بودن اختلاف اين آمپليكونها از ميزان حساسيت تست HMA دارد . نتايج HMA بوسيله تعيين توالي مستقيم آميليكونهاي PCR ، mژن از 9 ويروس رفرنس و ويروس تست تاييد گرديد . بررسي توالي ها نشان داد كه اختلاف توكلئوتيدي بين آمپليكونهاي Qa/HK/GI/97 و HK/1073/99 به ميزان 1/1% ازخوك يا طيور به انسان كم
مي باشد اما چنين وقايعي مي توانند منجر به ميزان بالايي مرگ ومير مي شود واحتمال پديد آمدن ويروسهاي جهاني را به دنبال دارد .
تشخيص زود هنگام وتعيين خصوصيت واريانت هاي جديد آنفولانزا كه پديد آمده اند يكي از اهداف شبكه جهاني حفاظت درمقابل آنفولانزا سازمان بهداشت جهاني مي باشد .
از اين رو ، دست يابي به تستهاي سريع كه بتواند ويروسهاي جديد و غير معمول كه ممكن است داراي يك منشا به صورت مخزن حيواني باشند ضروري است . متدهاي سريع ، مانند ايمونوفلورسنس و enzyme immunoassay براي تشخيص ويروسهاي آنفولانزا در نمونه هاي كلينيكي به كار رفته اند .
گزارش شده كه روش ها داراي اختصاصيت وحساسيت متغيري هستند و مشخص نيست كه چگونه معرفهاي دخيل داراي توانايي معادل در تعيين ساب تايپهاي ويروسهاي آنفولانزاي حيوانات مختلف هستند . ارزش روشهاي PCR براي تشخيص ومحافظت ويروسهاي آنفولانزا در مواد كلينيكي بخوبي نشان داده شده است . روشهاي تكثير براي تشخيص و ساب تايپ كردن ويروسهاي آنفولانزاي A وبراي تفريق ويروسهاي آنفولانزاي A,B,C شرح داده شده است . ليكن اين روشها به طور اختصاصي براي تشخيص ، نگهداري ويروسهاي آنفولانزاي انساني طراحي شده اند وبيشتر احتياج است كه تستهاي سريع جهت تشخيص ويروسهايي كه ميزبان آنها موجوداتي غير از انسان هستند طراحي گردند ، اخيراً يك RT-PCR تك لوله اي بر پايه m ژن براي تشخيص ويروسهاي آنفولانزاي A مربوط به چند گونه شرح داده شده است .
دراين مطالعه ما يك متد توأم PCR-HMA را براي شناسايي وتعيين خصوصيت نسبي ويروسهاي آنفولانزاي A از گونه هاي مختلف طراحي كرده ايم .
ژنm1 بعنوان هدف انتخاب شد چراكه شواهد چنين پيشنهاد مي كنند كه m1 ORF در ميان ويروسهاي آنفلولانزاي A از گونه هاي مختلف ميزبان به ميزان زيادي حفاظت شده هستند. RT-PCR براي mژن نشان داده شده كه براي تشخيص ويروسهاي آنفولانزاي A ، 15 ساب تايپ مختلف با منشاء انساني ، مرغي وخوكي اخصاصي وحساس مي باشد . متدهاي بعد از تكثير براي بررسي تغيير توالي در آمپليوكنهاي PCR شامل بررسي RFLP ها و HAM ها مي باشد.
ارز يابيRFLP ، محصولات m ژن PCR براي ساب تايپينگ ويروسهاي آنفلانزاي A انساني و تفريق 6 ژن داخلي شامل m ژن ويروسهاي انساني H1N1,H3N2 , و ويروسهاي مرغي H5N1 شرح داده شده است . اشكال احتمالي تكنيك RFLP اين است كه موتاسيون در توالي نوكلئوتيدي آن مورد نظر ممكن است منجر به از دست دادن يا پديد آمدن باند شدن آنزيم محدود كننده شود . ميزان بالاي موتاسيون پذيري RNA ژنوم ها ، مانند ژنهاي ويروس آنفولانزا احتمال رخ دادن اين موتاسيونها را افزايش مي دهد .
از آنجائيكه كه بررسي هترودوبلكس نشان داد كه براي تفريق سريع ويروسهاي RNA دار بسيار مناسب مي باشد وبدليل اينكه سايتهاي مناسب آنزيمهاي محدود كننده كه ويروسهاي انساني ، مرغي وخوكي را متمايز مي سازد در آمپليكون 413 bp ژن m شناسايي شده اند ، HMA براي تعيين خصوصيات آمپليكون m ژن انتخاب شد .
HMA بر مشاهده تغييرات توالي بين آمپليكون هاي ويروس تست كه باعث پديد آمدن جفت نشدن درست با سويه رفرنس مي شود ودر نتيجه هترودبلكس ها متعاقباً دناتوره مي شوند ودوباره مي چسبند استوار است .
هتروبكلس ها آهسته از همودوبلكس هاي هم اندازه خود مهاجرت مي كنند وكاهش قابليت حركت متناسب با ميزان اختلاف بين دو توالي موجود درمخلوط دارد . درجه تغيير مورد نياز براي تفريق مناسب هترودوبلكس ها نشان داده شده كه بين طيف 25 و 5%
مي باشد .
درجه اختلاف بين آمپليكونهاي m ژن مرغي ، خوكي ، و انساني بينابين طيف مي باشد و باعث تشكيل هترودولكس ها ي قابل تشخيص مي شود . « جدول 3 »
شيفت در mobility هترودوبلكس مشاهده شد كه مرتبط با اختلاف بين DNA تست و رفرنس بود كه اختلافي به كمي 9/1 تا 1/1 % اختلاف توكلئوتيدي قابل تشخيص بود .
اين موضوع با گزارشات قبلي تعيين اختلاف 4 تا 4/1 درصدي قابل قياس بود . در اين كار بهترين تمايز بوسيله HMA هنگامي مشاهده شد كه محصولات اوليه PCR قبل از تكثير ثانويه رقيق شد .
از اين موضوع مي توان نتيجه گرفت كه هنگام آزمايش مستقيم نمونه هاي كلينيكي كه حاوي تيترهاي پائين تري از ويروس نسبت به مواد رشد كرده بر روي تخم يا سلول هستند اين كار ضروري نخواهد بود .
مناسب بودن متد PT-PCR HMA ما براي جستجوي نمونه هاي در يك شيوع بوسيله مقايسه يك تست ويروس با يك RAMEL ويروسهاي رفرنس ارزيابي مي گردد . سويه آنفولانزاي مرغي H2N2 ( HK/1073/99 ) بعنوان ويروس تست انتخاب گرديد چرا كه اين ويروس مرغي از يك بچه 4 ساله درهنگ كنگ جدا شده است.
يك ارتباط عالي بين نتيجه HMA و اختلاف نوكلئوتيدي وجود دارد براي تشخيص بوسيله تعيين توالي مستقيم وبررسي پلي ژنتيك آمپليکونهاي ويروس تست و رفرنس .
بوسيله HMA، آمپليكون PCR رفرنس مربوط به Qa/HK/GI/97 ارتباط دارد . اين ارتباط بر اساس گزارشات قبلي با 1% اختلاف توكلئوتيدي بين m ژنهاي HK/1073/99 , Qa/HK/GI/97 همراه مي باشد . درمجموع ، نتايج كار ما نشان مي دهد كه انجام توأم HMA,RT-PCR بر روي m ژن يك ابراز قوي براي تشخيص وشناخت ژنتيك ويروسهاي آنفولانزا مي باشد .HMA يك راه ساده وحساس براي جستجوي m ژنهاي ويروس هاي آنفولانزاي جدا شده مي باشد وفقط 36 تا 24 ساعت وقت لازم دارد . اگر چه متد RT-PCR HMA براي بررسي نمونه هاي دستگاه تنفس در اين مطالعه مورد استفاده قرار نگرفته ولي چنين نتيجه گيري مي شود كه اين متد مي تواند بطور مستقيم براي تست ويروسها در نمونه هاي كلينيكي به كار رود بدون اينكه ضرورتي به رشد ويروس اول بر روي سلولهاي محيط كشت يا جنين تخم مرغ باشد .
حساسيت روش m ژن RT-PCR كه شرح داده شد قابل قياس با حساسيت روش RT-PCR كه در آن از پرايمرهاي اختصاصي ژنهاي HA ويروسهاي آنفولانزاي B,A براي تعيين ويروسهاي آنفولانزاي B,A به طور مستقيم درنمونه كلينيكي مي شود مي باشد . ويروسهاي آنفولانزاي جديد وغير معمول را كه بوسيله HMA شناسايي شده اند مي توان بسيار وسيعتر بوسيله تعيين توالي مستقيم و HI تايپينگ شناسايي وتعيين خصوصيت كرد . پانل HMA ويروس رفرنس را كه ماساختيم نياز خواهد داشت كه با اطلاعات بدست آمده از ويروسهاي كه در بين انواع حيوانات درچرخش است به روز شود . سرانجام ، تكنيك تركيبي RT-PCR هترودوبلكس مي تواند براي شناسايي ديگر ژنهاي داخلي ويروس آنفولانزا بكار رود .
بيماريزاي عصبي ويروس آنفولانزاي H5N1ژنوتيپ جدا شده از طيور هنگ كنگ در 2001 در موش
خلاصه :
ما پاتوژنسيته 5 ژنوتيپ مختلف ( E تا A ) را از ويروسهاي آنفولانزاي مرغي H5N1 مطالعه كرديم كه حاوي ژنهاي HA مشابه ويروس H5N1 A/goose /Guangdong/1/96 و 5 تركيب مختلف ژنهاي داخلي در يك مدل موشي مي باشد . واريانت هاي نوروتوپيك وبسيار پاتوژن ويروس از ژنوتايپهاي A,C,D,E از مغز بعد از يك پاساژ داخل بيني در موش جدا شدند . ژنوتيپ ويروس B فقط از ششها جدا شدند .واريانت هاي مغز موش داراي آمينواسيدهاي تغيير يافته در محصولات تمامي ژنهايشان بجز پروتئين هاي PB1,NP,NS1 بودند اما شامل موتاسيونهاي معمول نبودند . ما نتيجه گرفتيم كه منشاء ژنوتيپي H5N1/01 از A,C,D,E بصورت هتروژنوس مي باشد وديگراينكه ورايانت هاي بسيار پاتوژن نوروتروپيك مي توانند سريعاً در موش انتخاب شوند .

 

 

+ نوشته شده در  85/01/25   توسط محمد حسین  | 

در سالهاي اخير، بيوتكنولوژي به پيشرفتهاي قابل توجهي در توليد محصولات كشاورزي و دامي دست يافته است كه شامل انتقال يك ژن ويژه از يك گونه به گونه ديگر براي توليد ارگانيسم ترانسژن، توليد دامها و گياهان مشابه از نظر ژنتيكي و آميخته كردن انواع مختلف سلولها براي توليد محصولات مفيد دارويي مي باشد. پيشرفتهاي حاصله كاربردهاي زيادي در توليدات دامي از طريق افزايش رشد دام، ظرفيت توليدمثلي، سلامتي دام و توسعه محصولات جديد دامي، داشته اند. اما مبحثي كه طي سالها،توجه مطالعات و آزمايشات تحقيقاتي زيادي را بخود معطوف ساخته است، امكان ايجاد و توسعه تكنيكي است كه بتواند، به منظور پيش بيني جنس گوساله، اسپرم را در ابتداي كار، تعيين جنس كند. توانايي و امكان تعيين جنسيت گوساله، يك هدف قديمي صنعت گاو شيري و گوشتي در دنيا بوده است و در حال حاضر به عنوان يكي از تكنيكهاي توليدمثلي مطلوب شناخته شده است. اين روش، سيستمي است دقيق به منظور جداسازي كروموزومهاي جنسي X و Y در اسپرم كه با امر تلقيح مصنوعي همراه است و اثرات بسياري بر بازده توليد شير و گوشت خواهد داشت. اين تكنولوژي كاربرد زيادي به منظور تغييرات و اصلاح ژنتيكي دام دارد كه يك مثال بارز آن در صنعت گاو شيري است. به عنوان مثال در يك گله گاو شيري، به منظور تأمين 20 درصد جايگزين گله، بايد چيزي بيشتر از نصف گله با نرهاي موردنظر آميزش داده شوند. اما چنانچه تليسه ها با اسپرم از قبل تعيين شده ، آميزش داده شوند، كمتر از يك سوم گله به منظور فراهم كردن جايگزين، نياز خواهد بود.
اولين پيشرفت حاصله در جداسازي كروموزمهاي جنسي در اسپرم از طريق كشف اين موضوع بدست آمد ه اسپرم هاي تعيين كننده افراد ماده (X )، 3-4 درصد DNA بيشتري از اسپرم هاي تعيين كننده افراد نر (Y ) دارند (البته اين ميزان بستگي به گونه موردنظر دارد). در حاليكه اين تفاوت در ميزان DNA بسيار ناچيز به نظر مي رسد، اما براي ايجاد و توسعه روشي به منظور جداسازي اسپرم هاي تعيين كننده جنس نر ( اسپرم هاي داراي كروموزوم Y) و اسپرم هاي تعيين كننده جنس ماده ( اسپرم هاي داراي كروموزوم X ) مورد استفاده قرار مي گيرد. جداسازي اسپرمها به دو گروه اسپرمهاي دراري كروموزوم X و كروموزوم Y، بر اساس تفاوت در ميزان DNA آنها و با استفاده از ميزان رنگ فلورسانتي كه از DNA تابيده مي شود، انجام مي گيرد. زمانيكه پرتو ليزر، به رنگ فلورسانت بر روي DNA تابيده مي شود، آن را روشن مي كند و هر اسپرم نوري را نسبت به ميزان DNA موجود، پراكنده مي سازد. به دنبال آن اسپرمها از يكديگر جدا شده و درون 2 لوله مجزا جمع آوري مي شوند. پس به دليل اينكه اسپرم داراي كروموزوم جنسي X ( تعيين كننده جنس ماده ) حاوي DNA بيشتري است، در نتيجه نور بيشتري را ساطع مي كند و مي تواند از اسپرم داراي كروموزوم Y، با استفاده از روند سيتومتري جدا شود. دقت اين تكنيك بالاست و در نخستين آزمايشات ،بيشتر از 90 درصد گوساله ها، بدنبال استفاده از اين روند، مطابق با جنسي كه قبل تعيين شده بودند، متولد شدند. اما با وجود دقت بالاي كار، استفاده از اشعه ليزر مي تواند قابليت زنده ماندن اسپرمي كه طي اين روند، تعيين جنس شده است را كاهش دهد و در نتيجه، بازده كار پايين آيد.
اين روش به توليدكنندگان گاو شيري، اين امكان را مي دهد تا گاوهاي شيري برتر و پرتوليد را با اسپرم داراي كروموزوم X به منظور توليد تليسه ها، و گاوهاي ماده با توليد پايين تر را با اسپرم داراي كروموزوم Y از نرهاي گوشتي به منظور توليد گوساله هاي نر، تلقيح كند. پس با استفاده از اين روش هميشه مي توان، تليسه جايگزين را از گاوهاي شيري با توليد بالا و گوساله نر آميخته تيپ گوشتي با ارزش بالا را از گاوهايي كه توليد پايين دارند، بدست آورد. در صنعت گاو گوشتي، نيز، ماده ها با عملكرد بالا مي توانند با اسپرم داراي كروموزوم X به منظور توليد تليسه به عنوان جايگزين آميزش داده شوند، كه در نتيجه آن ، سرعت پيشرفت ژنتيكي درون گله نيز افزايش مي يابد. كاربرد ديگر اين روش مي تواند در توسعه و افزايش لاين هاي مادري و آميخته هاي تجارتي باشد. استفاده از اسپرم تعيين جنس شده ، افزايش گاوهاي ماده گله با صفات مادري عالي را ( بازده توليدمثلي بالا، توليد شير خوب و رفتار مادري مناسب ) به منظور آميزش با نرها براي توليد فراهم خواهد ساخت كه اغلب گوساله هايي با صفت پرواري و لاشه خوب، توليد مي كنند. با اجراي اين تكنينك، امكان سازگار كردن گاوهاي ماده با محيط و توليد گوساله‌هاي يكنواخت‌تري كه گوشت با كيفيت بالا توليد مي كنند، نيز وجود خواهد داشت.
در حال حاضر، در حاليكه، اسپرم تعيين جنس شده در مطالعات نامحدودي از توليد جنين در محيط آزمايشگاه استفاده مي شود، هزينه بالا و بازده پايين آن در صورت كاهش قابليت زنده ماندن اسپرم ها، نشان مي دهد كه اسپرم تعيين جنس شذه از طريق اين تكنولوژي، هنوز براي استفاده وسيع در تلقيح مصنوعي، مناسب نمي باشد. اين روش كه بر اساس ميزان DNA انجام مي گيرد، به درجه بالايي از مهارتهاي تكنيكي نياز دارد و دربرگيرنده تعدادي از روش هاي مشخص و اصلاح شده مي باشد.


شكل 1: تعيين جنسيت بر اساس اسپرم، يك هدف درازمدت صنايع شير و گوشت دنيا بوده است. جداكردن و تقسيم اسپرم هاي گاو نر بر اساس ميزان DNA ، به دو گروه توليدكننده جنس نر و جنس ماده، در حال حاضر با 90 درصد دقت كار، انجام مي شود.

با اين وجود، علم جديد پروتئوميكس ، روش ديگري را براي توسعه روش علمي و اقتصادي تعيين جنس اسپرم، پيشنهاد كرده است. به اين ترتيب كه، با استفاده از پروتئينهاي ويژه كروموزوم جنسي (Scsps ) ، كه بر روي سطح اسپرم قرار دارند، به منظور پيشرفت روش جداسازي كروموزومهاي جنسي X و Y در اسپرم ها، اجراي يك روش ايمنولوژيكال را فراهم مي سازد كه براي اسپرم ها كمتر مضر و مخرب خواهد بود. (شكل 3 )
در اين روش، آنتي باديها، اسپرم ها از يك جنس را به يكديگر چسبانده و پيوند مي دهند و اسپرمي كه معلق مانده و تركيب نشده، از جنس مخالف بوده كه مي تواند به راحتي جدا شود و براي امر تلقيح مصنوعي مورد استفاده قرار گيرد.


شكل 2: پروتئينهاي شناخته شده ويژه كروموزوم جنسي بر روي سطح اسپرم، كه يك روش ايمونولوژيكي را براي جداسازي جنس اسپرم فراهم مي كند و اين روند براي اسپرم كمتر مضر و مخرب است.

بطور كلي اين تكنولوژي، به دامداران كمك مي كند تا جنس مطلوب خود را به هر ميزان كه موردنياز است، بدون توليد جنس ديگر، افزايش دهند. به گفته محققين، اين روش جديد، مي تواند، بطور بالقوه سالانه، ميليونها دلار را در صنعت پرورش گاو ذخيره كند.

1- سيتومتري : شمارش سلولها با استفاده از سيتومتر
2- پروتئوميكس : يك زمينه جديد علمي در مطالعات ژنتيكي است كه به بررسي تمامي پروتئينهاي بيان شده توسط يك ژنوم مي پردازد، كه شامل شناسايي پروتئينهاي بدن، تعيين وظايفشان و ... مي باشد. پروتئوميكس بسيار به مطالعه ژنوم پيوسته است.
3- ترمينال – كراس : يك شيوه تلاقي گري است كه در آن همه نتاج حاصل از تلاقي ( آميخته گري ) فروخته و يا كشتار مي شوند و در گله جايگزين مورد استفاده قرار نمي گيرند.



منابع مورد استفاده:

1- D.Niswender, G. 1999. Improving Genetics With Reproductive Biotechnology. Primeda Business Magazines and Media Inc. Available on: http://beef-mag.com/mag/beef_improving_genetics_reproductive/index.html.
2- Morris, D.G., Diskin, M.G. and Sreenan, J.M. 2001. Biotechnology in Cattle Reproduction. Teagasc, Research centre Athenry,co.Galway. Beef production series. No.39.
3- Oishi, T., Cheong, II-Ch., C.Villar, E., Lee, Sh. and Ch. Vajrabukka.1999. Applied Biotechnology in Animal Reproduction. Regional Survay on applied biotechnology in Animal production. Available on: http://www.agnet.org/library/article/ac1999d.html.
4- Weaver, T. 1999. New Accuracy in Sex Selection. Agricultural Reseach. Animal Germplasm, Resources, Conservation and Development, an ARS National Program.


+ نوشته شده در  85/01/25   توسط محمد حسین  | 

مقدمه
تغذيه بعد از زايش، زمانيكه توليد شير گاوهاي شيري افزايش مي يابد، مي تواند عملكرد توليدمثلي و به دنبال آن سودبخشي گله را تحت تأثير قرار دهد. بطور كلي، افزايش نيازهاي متابوليكي توليد بالا بهمراه نياز هاي توليدمثلي و سلامت، اثر متقابل بين تغذيه و توليدمثل ( خصوصاً بعد از زايمان ) را به يك موضوع مهم در صنعت گاو شيري تبديل كرده است. تحقيقات اخير، نقش مهم تغذيه را در توليدمثل تأييد كرده اند، و در بيشتر حالات، كمبودهاي غذايي شديد باعث مشكلات و بيماريهاي توليدمثلي شده است. همچنين، مكانيسم تغذيه اي كه بر روي عملكرد توليدمثلي تأثيرگذار است، بسيار پيچيده بوده و به طور واضح قابل تشخيص نمي باشد. با اين وجود، نقش فاكتورهاي غذايي مانند پروتئين و يا تعادل انرژي، و مكانيسم عملكردشان بر توليدمثل، در سالهاي اخير، بيشتر شناخته شده است.
نقش پروتئين در توليدمثل
به منظور افزايش توليد شير و افزايش درآمد، توليدكنندگان شير سعي مي كنند كه مصرف غذا را ، خصوصاً در دوره ابتداي پس از زايمان، حداكثر كنند و از آنجا كه، جيره هاي حاوي پروتئين بالا، در كل ، طعم بهتري داشته و مصرف غذا را افزايش مي دهند، اغلب توليدكنندگان، بيش از نياز گاوها در طول اين دوره، به دامهايشان پروتئين مي خورانند. اين جيره هاي غذايي با ميزان پروتئين بالا، مي توانند بازده توليدمثلي را كاهش دهند. در بيشتر مطالعات، افزايش پروتئين خام جيره را، دليل افزايش زمان تا اولين تخمك گذاري بعد از زايمان و افزايش تعداد سرويس ها به ازاء هر آبستني و يا تعداد روزهاي باز مي دانند. به عنوان مثال، تحقيقات انجام شده در دانشگاه اورگان نشان داده است كه گاوهايي كه با پروتئين بيش از حد تغذيه شده اند ( بيشتر از 10-15 درصد نيازهاي بالا ) ، تعداد سرويس بيشتري به ازاء هر آبستني نياز داشتند و در نتيجه فاصله گوساله زايي طولاني تري را نشان دادند. با اين وجود، برخي تحقيقات ديگر، اثرات زيان آور سطوح بالاي پروتئين مصرفي را بر توليد مثل نشان نداده اند. تناقض هاي مشاهده شده در مطالعات و تحقيقات مختلف، مي تواند بدليل منبع پروتئيني جيره مورد استفاده بجاي كل پروتئين خام جيره باشد. برخي محقيقين معتقدند كه افزايش پروتئين خام جيره، لزوماً با ميزان آبستني ارتباط نخواهد داشت. علاوه بر آن، كل پروتئين خام جيره، عمل متقابل بين توليدمثل و پروتئين مصرفي را به ميزان كافي شرح نمي دهد. بطوركلي مواد پروتئيني در بخشهاي تجزيه پذير پروتئينهايشان متفاوتند. به عنوان مثال دو جيره حاوي 18 درصد پروتئين ممكن است در ميزان پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه متفاوت باشند. عدم تعادل در منبع و نياز براي پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه، هر يك ممكن است توليدمثل را تحت تأثير قرار دهند.
به منظور شرح چگونگي اثر منفي مصرف بيش از حد پروتئين بر باروري، 3 فرضيه كلي ارائه شده است:
1ـ محصولات فرعي سمي متابوليسم نيتروژن از شكمبه (آمونياك) و كبد (اوره) ممكن است به اسپرم، تخمك و يا ابقاي جنين تازه، زيان برسانند.
2ـ عدم تعادل در انرژي و پروتئين فراهم شده، ممكن است بازده توليدمثلي را تحت تأثير قرار دهد.
و 3ـ محصولات فرعي نيتروژن يا مصرف انرژي، ممكن است ترشح گنادوتروپين و يا هورمون پروژسترون را تغيير دهد. ( پروژسترون براي توسعه فوليكولي، عبورجنين در طول لوله رحم تا رسيدن به رحم و بطور كلي در ابقاء آبستني مهم مي باشد). اين تأثيرات، ممكن است بطور منحصر بفرد و اختصاصي، همزمان با هم و يا با همكاري هم و بطور سينرژيك اتفاق بيفتند. همچنين، مقدار و منبع پروتئين نيز مي تواند پروژسترون را متأثر سازد. امكان دارد كه در مقاديري از پروتئين خام جيره كه نياز شكمبه را براي پروتئين قابل تجزيه افزايش مي دهد، كاهش در غلظت پروژسترون اتفاق بيفتد. با اين وجود، اثر مصرف پروتئين بر ميزان پروژسترون نياز به مطالعات بيشتري دارد و عواملي مانند، كل انرژي مصرفي و منبع پروتئين نيز بايد مورد آزمايش قرار گيرند.
بدليل تشابه تغييرات هورموني در گاوهاي تغذيه شده با جيره هاي حاوي پروتئين خام بالا، با آنچه كه در گاوها در اثر كمبود انرژي اتفاق مي افتد، بسياري از اين آثار ممكن است ناشي از اثر متقابل با انرژي بجاي اسيدهاي امينه يا محصولات فرعي نيتروژني از متابوليسم شكمبه باشد. جيره هاي با پروتئين بالا يا جيره هاي حاوي پروتئين قابل تجزيه بيش از حد، مي توانند تعادل منفي انرژي را با افزايش توليد شير شدت دهند.
بطوركلي اثرات پروتئين غذا بر باروري بسيار پيچيده بنظر مي رسد، فاكتورهاي مختلفي مانند سن، انرژي، پروتئين غيرقابل تجزيه در شكمبه و سلامتي رحم ممكن است واكنش به تغييرات پروتئين مصرفي را تحت تأثير قرار دهند. به منظور حداقل كردن زيانهاي اقتصادي تغذيه غيرمؤثر پروتئين بيش از حد، بر روي توليد و توليدمثل، جيره ها بايد براي تأمين مقادير مناسبي از پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه، تهيه شوند. به عنوان مثال، براي گاوهاي پر توليد و گاوهايي كه در ابتداي شيردهي هستند، 35 درصد پروتئين خام بايد بصورت پروتئين غير قابل تجزيه در شكمبه باشد. پس جايگزين كردن برخي منابع پروتئيني عبوري، خصوصاً در جيره هايي كه بر اساس يونجه (زيرا پروتئين يونجه بسيار تجزيه پذير است) تهيه مي شوند، نياز است.
نقش تعادل انرژي در توليدمثل :
انرژي مصرفي مي تواند يكي از مهمترين عوامل تغذيه اي مؤثر بر توليد گاوهاي شيري باشد. انرژي مصرفي ناكافي در تليسه ها و در گاوها در ابتداي شيردهي، عملكرد توليدمثلي را كاهش مي دهد. مصرف انرژي بيش از حد در اواخر دوره شيردهي و در دوره خشكي نيز مي تواند مشكلات چاقي گاو را ايجاد كند كه خود موجب كاهش بازده توليدمثلي آنها در دوره شيردهي بعدي مي شود. زمانيكه تليسه ها با مقادير ناكافي انرژي تغذيه شوند، ديرتر به سن بلوغ جنسي مي رسند و چنانچه جيره هايي كه داراي كمبود انرژي هستند به تليسه هايي كه دوره هاي فحلي طبيعي را شروع كرده اند، خورانده شود، ممكن است موجب توقف دوره فحلي آنها شود. گاوهاي شيرده پرتوليد نيز، در ابتداي دوره بعد از زايمان، ناتوان از مصرف غذاي كافي به منظور تأمين نيازهاي انرژي براي توليد شير هستند. وقتي كه موادغذايي مصرفي نتوانند نيازهاي غذايي افزايش يافته براي توليد شير را مرتفع سازند، تعادل منفي انرژي اتفاق مي افتد. در اين شرايط، نيازهاي انرژي بطور ناقص و از طريق متابوليسم ذخاير بدن، مرتفع مي شود كه اين امر نيز به نوبه خود منجر به كاهش وزن بدن و شرايط بدني مي گردد. متابوليسم بيش از حد ذخاير بدن با تصفيه چربي كبدي بعد از زايمان و كاهش عملكرد توليدمثلي در گاوهاي شيري پرتوليد همراه مي باشد. البته ميزان و مدت زمان تعادل منفي انرژي در طول ابتداي دوره شيردهي، بيشتر به غذاي مصرفي بستگي دارد تا به توليد شير. مكانيسم هايي كه همراه با غذاي مصرفي ناكافي بعد از زايمان و در نتيجه آن تعادل منفي انرژي ، توليدمثل را متأثر مي سازند، هنوز بطور كامل شناخته نشده اند. با اين وجود، برخي احتمالات وجود دارد كه رابطه آنتاگونيستي بين متابوليسم بعد از زايمان و عملكرد توليدمثلي را روشن مي سازند.
هورمون لوتئيز كننده ( LH ) ، يك هورمون مهم و حياتي است كه به منظور دوباره برقرار سازي فعاليت تخمدان، رشد نهايي و بلوغ فوليكولهاي تخمداني، تخمك گذاري و ترشح تخمداني پروژسترون مورد نياز مي باشد. كمبود انرژي شديد ممكن است ترشح LH را تغيير دهد و در نتيجه، توسعه فوليكولي و تخمك گذاري را به تعويق بيندازد. تعادل منفي انرژي در ابتداي دوره بعد از زايمان، ممكن است كه به باروري پايين همراه با اثرگذاري منفي روي كيفيت فوليكولهاي تخمدان، در طول دوره توليدمثلي، منجر شود. بطور كلي، هر فوليكول، تقريباً 70 روز نياز دارد تا كامل شود و بصورت تخمك آماده گردد. فوليكولهايي كه با چنين شرايط نامطلوب انرژي روبرو مي شوند ( تعادل منفي انرژي شديد در دوره ابتدايي بعد از زايمان)، در اين مدت زمان تعيين شده (70روز)، آمادگي انجام وظايف خود را پيدا نمي كنند. گزارش شده است كه فوليكولهاي در حال رشد در گاوهايي كه كاهش شديد وزن را در طول 3 تا 5 هفته بعد از زايمان، بخود ديده اند، فوليكولهاي معيوبي هستند كه در طول دوره توليدمثلي ترشح پروژسترون را كاهش داده و باروري پاييني را ايجاد مي كنند.
بر اساس مطالب بالا، مشخص مي شود كه توليد شير، كمبود انرژي شديد و از دست دادن شرايط بدني با فاصله تا اولين تخمك گذاري، همبستگي مثبت و با نسبت آبستني به اولين سرويس، همبستگي منفي دارد. به اين ترتيب كه براي گاوها با توليد بالا، مدت زمان طولاني تري براي اولين تخمك گذاري بعد از زايمان لازم است، همچنين نسبت آبستني به اولين سرويس و در كل باروري، در گاوهاي پرتوليد پايينتر است. بنابراين استراتژي هاي تغذيه اي كه شروع تخمك گذاري بعد از زايمان را تسريع مي بخشند، مي تواند بر عملكرد توليدمثلي اثر مثبتي داشته باشد. بطوركلي، براي كاهش شرايط بدني از دست رفته و همچنين كاهش شدت تعادل منفي انرژي بعد از زايمان، به منظور افزايش باروري، راههاي متعددي وجود دارد. دو راه رسيدن به حداكثر تراكم انرژي در جيره غذايي گاوهاي شيري در ابتداي شيردهي ، عبارتند از :
1ـ افزايش ميزان كربوهيدرات غير سلولزي جيره ( مثل ذرت با رطوبت بالا)
و 2ـ اضافه كردن چربي ( به عنوان مثال دانه كتان يا چربي عبوري )
افزايش كربوهيدرات غير سلولزي جيره مي تواند از طريق كاهش نسبت علوفه به كنسانتره و يا بوسيله تغذيه با غلات بيشتر، حاصل شود. هر چند كه، جيره با مقادير بالاي غلات ممكن است منجر به اسيدوز و كاهش چربي شير شود. از طرفي ديگر، ضميمه كردن چربي به منظور افزايش تراكم انرژي جيره، مي تواند غلظت كلسترول پلاسماي مورد نياز براي سنتز پروژسترون را افزايش دهد،كه در نتيجه منجر به توسعه باروري مي شود. علاوه بر اين، جيره گاوهاي خشك، در طول اواخر دوره خشكي ( 2-3 هفته آخر )، بايد به طور مناسب تنظيم شود تا اينكه گاوهاي خشك، شرايط بدني زيادي را از دست ندهند و دچار تعادل منفي شديد انرژي در هنگام زايمان نگردند.
با توجه به مطالب گفته شده، روشن است كه تغذيه رابطه نزديكي با توليدمثل دارد. از طرفي ديگر نيز، به علت پايين بودن وراثت پذيري بيشتر صفات توليدمثلي، پيشرفت ژنتيكي حاصل از انتخاب براي اين صفات به كندي حاصل مي شود و مي توان گفت كه در كل مديريت (عوامل محيطي مؤثر ) خصوصاً تغذيه نقش بيشتري را در مقايسه با ژنتيك در بازده توليدمثلي ايفا مي كند. كمبودهاي غذايي و فزوني يا نا متعادل بودن غذايي، همگي نشان داده اند كه مي توانند منجر به تغييرات توليدمثلي شوند. و تنها مشكل اصلي نامشخص بودن ميزان اين افزايش، كمبود يا عدم تعادل مي باشد كه توليدمثل راتحت تأثير قرار مي دهد. مطالعات و تحقيقات بيشتري بر روي گاوهاي شيري پرتوليد نياز است تا نقش تك‌تك مواد مغذي و اثرات متقابلشان بر روي عملكرد توليدمثلي روشن شود. در حال حاضر، بهترين توصيه، تهيه يك برنامه غذايي براي گاوهاي شيري است كه براي تمام مواد مغذي، بالانس شده باشد و تمامي نيازهاي غذايي دام را برطرف كند. با اين وجود، بايد خاطر نشان كرد كه تغذيه، تنها يكي از دلايل مشكلات و بيماريهاي توليدمثلي است. شرايط محيطي، تشخيص بموقع فحلي، زمان تلقيح مصنوعي و ذخيره و حمل اسپرم و رعايت اصول بهداشتي به هنگام زايش نيز مي توانند عملكرد توليدمثلي گله را تحت تأثير قرار دهند. برنامه هاي تغذيه اي مي توانند عملكرد ضعيف توليدمثلي ايجاد شده با مديريت ضعيف را اصلاح كنند.

منابع مورد استفاده


1- Jordan, E.R., Interaction:Genetic and Reproduction, West Virginia University.
2- Smith, R.D. and Chase, E.L., Nutrition and Reproduction, Cornell University,
http://www.wvu.edu/~ exten/infores/pubs/livepoul/dirm14.pdf.
3- Ahmadzade, A., Effects of Nutrition on Reproduction in Dairy cows, Virginia polytechnic Institute and state University, http://www.dase.vt.edu/extension/nutritioncc/9655.html.
4- Shaver, R.D. and Howard, W.T., Feeding Dairy Cows For Effective Performance,
http://cecommerce.uwex.edu/pdfs/NRC366.PDF.



+ نوشته شده در  84/12/20   توسط محمد حسین  | 

این بیماری (FIV) اولین بار در سال 1986 درجمعیت گربه های ایالت کالیفرنیا در ایالات متحده کشف گردید.
در این محل بیماری با علایم مشابه "ایدز یا سندرم نقص اکتسابی دستگاه ایمنی " در انسان , در جمعیت گربه ها مشاهده شد . بعد از ان وجود (FIV ) "سندرم نقص دستگاه ایمنی گربه " در بسیاری از کشور گزارش گردید . از ان زمان تا کنون شیوع این بیماری در جمعیت گربه های بسیاری از کشور های جهان در حال افزایش است . درجه الودگی به این ویروس متنوع است و از 1%(در گربه های تندرست) تا 14%( در گربه های بیمار ) در کانادا و امریکا گزارش شده است .
نکته قابل توجه این است که این این بیماری بارها در گربه های که به بیماری"Felv"( feline leukemia virus) مبتلا بودند نیز مشاهده شده است .
این ویروس متغلق به خانواده ویروس "HIV" و دیگر ویروس های دستگاه ایمنی می باشد .
این خانواده از ویروس ها (Lentiviruses) بانیه ایجاد یک بیماری طولانی مدت و در عین حال با پیشروی تدریجی هستند .
البته خوشبختانه همان گونه که " HIV " از انسان به گربه انتقال نمی یابد , "FIV" نیز از گربه به انسان منتقل نمی شود .
این ویروس به داخل خون , مایع بزاقی و مایع مغزی نخاعی گربه بیمار نفوذ می کند.
هرچند که این ویروس خیلی کوچک است اما در بیرون بدن دام زنده نخواهد ماند.
بنا براین اصلی ترین راه انتقال این ویروس , زخم ها و جراحاتی است که در خلال نبرد بین دو گربه در اثر گاز گرفتگی روی می دهد. ویروس به ندرت به صورت اتفاقی از گربه ای به گربه دیگر سرایت می کند .
اما امکان انتقال ویروس توسط گربه ماده در هنگام ابستنی به بچه گربه های متولد نشده وجود دارد.

امکان الودگی گربه ای نر بیش از دو برابر گربه های ماده می باشد .این موضوع از این مسیله ناشی می شود که تمایل گربه های نر (مخصوصا وحشی) برای ولگردی و درگیری و جنگ با گربه ای دیگر خیلی بیشتر از گربه های ماده است .
گربه های ولگرد شانس بیشتری برای الودگی به این ویروس نسبت به گربه های خانگی دارند .
گربه هایی در خانه نگهداری شده اند (امکان برخورد با گربه های ولگرد را نداشته باشند ) و و یا در مناطق روستایی (کلا مکان های که تراکم جمعیت گربه ها کم است ) با خطر کمتری نسبت به الودگی به این ویروس مواجه هستند .
به عنوان مثال : در ژاپن که تعداد زیادی گربه ولگرد وجود دارد شیوع بیماری بیش از سه برابر بیشتر از ایالات متحده است و میانگین سنی الودگی به ویروس 3 تا 5 سالگی می باشد .

زمانی که گربه ای به این ویروس الوده شد , ممکن است برای سالها هیچ نشانه بالینی دال بر الودگی بروز ندهد .
هر چند که ما می دانیم 4 تا 6 هفته پس از الودگی به این ویروس گلبول های سفید خون افت کرده و در بعضی گربه ها در این دوره غده های لنفاوی بزرگ می شود .
همچنین گروه دیگری از گربه ها در این دوره علایمی مانند تب , کم خونی , اسهال را بروز می دهند .
این ویروس گروهی از گلبول های سفید را مورد حمله قرار داده و نابود می کند مانند سلولهای T که این عمل برای سیستم دفاعی بدن خطرناک و ویروس ارام ارام فعالیت سیستم ایمنی را کاهش می دهد .

بسیاری از گربه های "FIV" مثبت دارای عفونت های مزمن در ناحیه دهان و دندان خود می باشند .
البته امکان بروز بیماری های مزمن دیگری نطیر اسهال , ذات الریه , بیماریهای پوستی مزمن , عفونت سینوس ها , بعضی از بیماری های چشم و به علاوه مشکلات دستگاه عصبی وجود دارد .



شناسایی بیماری با ازمایش خون و جستجو برای یافت انتی بادی های ضد ویروس در نمونه خونی امکان پذیر است
این ازمایش را می توان حتی قبل از اینکه شکل مزمن بیماری نمایان بشود انجام داد .
انجمن دامپزشکان امریکا به سبب جلوگیری از وجود گربه الوده در بین گربه هایی که برای نگهداری در منزل فروحته می شوند انجام این ازمایش را توصیه نموده است .
البته این امکان وجود دارد که بچه گربه های زیر 6 ماه حامل انتی بادی های "FIV" باشند که از مادر به انها منتقل شده است در حالی که خود به ویروس الوده نیستند
بنابراین تمام گربه های زیر این سن که نتیجه ازمایش انها مثبت ارز یابی شده است باید بار دیگر بعد از 6 ماهگی ازمایش شوند

گربه های "FIV" مثبت , ماهها و حتی سالها زنده می مانند .
با مرقبت و پرستاری این دسته از بیماران نیز می توانند زندگی خوبی را پشت سر بگزارند و از زندگی خود لذت ببرند .
توجه : حیوان را از خطر مجروح شدن و یا الودگی به بیماری دیگری محافظت نماییم
این بهترین راه برای نگهداری گربه بیمار در منزل و در عین حال جلوگیری از انتشار ویروس در محیط است .

اولین واکسن اسن بیماری در سال 2—2 و با نامهای
Fort Dodge
Fel-O-Vax FIV®
در ایالات متحده ساخته شد
این واکسن برای حفاظت گربه هایی که در خطر الودگی شدید هستند مفید است

این بیماری تا کنون یکی از مرگ اور ترین و گسترده ترین بیماری های گربه به شمار می امد اما خوشبختانه هم اکنون با استفاده از واکسن می توان از گربه ها در برابر این بیماری محافطت کرد و ما امروز شاهد تعداد کمتری گریه الوده به این ویروس مهلک هستیم .
اما هنوز یکی از بزرگترین عوامل مرگ گربه ها به شمار می رود .
"Leukemia" یعنی سرطان گلبول های سفید خون . این یکی از اولین بیماری هایی است که در اثر ویروس" FeLV" ایجاد می گردد و به دینگونه به نام نامیده شده است .
باید توجه داشت که بیماری ایجاد شده توسط این ویروس به سرطان خون محدود نمی شود و این ویروس می تواند عامل انواع متعددی از بیماری های کشنده علاوه بر سرطان در گربه گردد .
این ویروس به خانواده "رتروویروس ها" تعلق دارد .
اعضای این خانواده اهمیت فوق العاده دارند زیرا این توانی را دارند که خود را در ماده وراثتی و یا DNA میزبان بگنجانند .
به همین علت گاهی رتروویروس ها را " اخرین انگل های وراثتی " می نامند .

عوامل خطر
گربه هایی که در منزل نگهداری شده و از تماس انها با گربه های دیگر و مخصوصا ولگرد جلوگیری به عمل می اید در خطر کمتری قرار دارند .
جنگ و درگیری میان گربه ها یکی از عوامل موثر شیوع این بیماریست چون ویروس به داخل بزاق وارد گردیده و از طریق گاز گرفتگی وایجاد زخم در گربه دیگر انتقال می یابد .
امکان انتقال ویروس از مادر به بچه گربه در هنگام بارداری وجود دارد .

شیوع
شیوع این بیماری در جمعیت گربه ها چیزی در حدود 1 تا 2 % می باشد .
اما شیوع این این بیماری می تواند خیلی گسترده تر از این ارقام باشد به عنوان مثال در مناطق الوده ویا مراکز نگهداری که گربه (FeLV) مثبت در میان گربه های دیگر زندگی می کند در صورت انجام ازمایش جواب , 30 الی 100 % ازمایشهای به عمل امده مثبت خواهد بود.

علایم بالینی

3 گروه بیماری خطرناک وابسته به (FeLV) تاکنون شناسایی شده است :

1- Leukemia یا سرطان گلبول های سفید خون
2- Lymphosarcoma ( که معمولا لنفوما نامیده می شود) که سرطان قسمت های مختلف بدن می باشد اما همیشه از بافت لنفاوی نشیات می گیرد , از قبیل گره های لنفاوی و معمولا هر بافتی را می تواند تحت تاثیر قرار دهد از قبیل : تمام اندام های که در انها گره لنفاوی وجود دارد , مجاری روده ای , کلیه , کبد , نخاع , مغز , مغز استخوان و خون .
در گربه های جوان , بارزترین نشانه لنفوما ایجاد یک توده در قفسه صدری است , که به ان "mediastinal lymphoma " می گویند .
3- بیماری های غیر سرطانی که شامل بیماری های متنوع که هیچ گونه رابطه ای با هم ندارند , کم خونی , سقط جنین , ورم مفاصل , سرکوب سیستم ایمنی و بیماری های خفیف از قبیل عفونت دستگاه تنفسی که البته ممکن است در بعضی موارد مرگ بار باشد .

انتقال
راه اصلی ورود ویروس به بدن حیوان زخم ها و جراحاتی است که حیوان در خلال درگیری و جنگ با گربه الوده متحمل می شود . چون حجم عظیمی از ویروس توسط اب دهان به داخل زخم ایجاد شده وارد شده و نتیجه ان الودگی به این ویروس می باشد .
لازم به توجه است که مقدار ویروس در ترشحات دستگاه تنفسی حیوان الوده زیاد می باشد.
البته احتمال انتقال بیماری از طریق اب و غذا , هنگام تمیز کردن گربه ها , انتقال از مادر به بچه گربه قبل از تولد وجود دارد اما متداول نیست تشخیص
برای شناسایی گربه ناقل می توان از ازمایش لوکمیا استفاده نمود. هر کدام از این 3 ازمایش مختلف برای شناسایی پروتیین های ویروس در بدن گربه به کار می روند.
1- ازمایش (ELISA) که به راحتی بر روی نمونه خون صورت می گیرد و ویروس را در هر مرحله که باشد شناسایی می کند . نتیجه این ازمایش پس از گذشت مدت زمان کمی از الودگی به ویروس مثبت می شود .
اما در بعضی از بیماران این امکان وجود دارد که پس از گذشت مدت زمانی , جواب اين ازمایش منفی گردد این امر به این علت رخ می نماید که سیستم ایمنی گربه ممکن است نسبت به عفونت حساس شده و در صدد رفع الودگی بر امده باشد .
2- ازمایش (IFA) که بر روی گسترش خونی (اسمیر ) انجام می گیرد و نتیجه ازمایش تنها در زمانی مثبت می گردد که بیماری در حال پیشرفت و ورود به اخرین مرحله است . از نتیجه مثبت ازمایش الودگی گربه قطعی به این ویروس محرز می شود و گربه ای که در این ازمایش جواب مثبت داد به ندرت قادر به مقاومت در برابر بیماری است و در اصطلاح به گربه های (IFA ) مثبت , “persistently positive” و یا persistently viremic گفته می شود .
3- ازمایش الایزا , اشک / بزاق که بر روی نمونه اشک و یا بزاق صورت می گیرد و تنها در بیمارانی که در مرحله پایانی بیماری هستند جواب مثبت می دهد و جواب ازمایش برای نمونه هایی که در مراحل ابتدایی از بیماری هستند شاید منفی باشد . بعلاوه امكان دارد جواب اين ازمايش در بعضي موارد به اشتباه مثبت باشد كه دليل ان اشتباه در ازمايش است زيرا ازمايش بزاق و اشك به طور معمول و انجام نمي گيرد .

پي امد الودگي به اين ويروس-در گربه هاي + FeLV

زماني كه ما در معرض ويروس قرار مي گيريم (به عنوان مثال انفولانزا ) اين الودگي دو پي امد دارد .
يا سيستم ايمني بدن به الودگي پاسخ صحيح داده و با ان مبارزه كرده و در نتيجه از بدن محافظت مي كند و يا اينكه توانايي پاسخ صحيح ندارد و بنابراين انفولانزا در بدن گسترش مي يابد.
تعدادي از عوامل كه تعيين كننده پي امد الودگي مي باشند در زير درج شده اند :
1- ميزان ويروس وارد شده
2- نوع ويروس
3- وضعيت سيستم ايمني
4- سن ( كم سنسالان و كهن سالان شانس بيشتري براي بيماري دارند )
5- وجود بيماري ديگر در بدن

رفتار FeLV در بدن گربه فابل پيش بيني نيست
در مثال فوق ذكر مي توان گفت تنها دو پيامد دارد يا ما احساس سلامتي مي كنيم و يا مريض مي شويم !
اما در مورد FeLV در گربه هاي الوده امكان بروز چهار پي امد وجود دارد .

پي امد 1 – ايمني - ايچاد ايمني در گربه و پاسخ دستگاه ايمني براي از بين بردن الودگي
اين مطلوب ترين پي امدي است كه امكان رخ دادن دارد زيرا بدين معني است كه گربه دچار يك عفونت شديد نشده است . در طول اين دوره مبارزه با ويروس , دقيقا در حال گسترش يك بيماري خفيف در بدن گربه است.
تب , كم استهايي , پژمردگي , تورم غدد لنفاوي زير گردن ممكن است براي 3 تا 10 روز رخ دهد .
اين پيامد در 40% از گربه هاي الوده رخ مي دهد . شانس گربه هاي بالغ براي ايمن شدن نسبت به ويروس خيلي بيشتر از بچه گربه ها مي باشد .

پي امد 2- عفونت – شكسته شدن سد دفاعي بدن گربه توسط ويروس

 

+ نوشته شده در  84/11/12   توسط علی  | 

بسیاری از تولید کنندگان در موقعیت های مختلف با مشکلاتی در عملکرد تولید مثلی گله خود روبرو می شوند.زمانیکه راندمان تولید مثلی گله افت می کند،تولید کننده باید برای شناسایی علل امر و یافتن راه حل،با دامپزشک گله،کارشناس تلقیح مصنوعی،نمایندگی شرکت تامین خوراک و دیگر افراد ذیربط مشورت نماید.متن حاضر به معرفی انواع اصلی مشکلات ناباروری در گله می پردازد و برای پیشگیری و کنترل آن ها پیشنهاداتی ارائه می دهد.
جفت ماندگی:
زمانی که جفت یک گاو ماده،ظرف 12 ساعت پس از زایمان خارج نشود،این وضعیت را جفت ماندگی می گویند.بروز جفت ماندگی در گله های گاو شیری نباید بیش از 8 % باشد.
فاکتورهای احتمالی دخیل در جفت ماندگی:
1- عفونت های خاص از قبیل لپتوسپیروز،بروسلوز،کامپیلوباکتر،رینوتراکئیتیس عفونی(IBR) و دیگر عفونت ها می تواند سبب جفت ماندگی گردد.این عفونت ها ممکن است سبب سقط جنین گردد اما می تواند جفت ماندگی پس از زایمان را نیز منجر شود.
2- عفونت های نا معین ایجاد شده توسط طیف وسیعی از باکتری ها و ویروس ها که در خلال آبستنی یا هنگام زایمان رخ می دهند،می توانند به نحوی با جفت ماندگی مرتبط باشند.
3- دوقلوزایی و زایمان های غیر طبیعی شامل زایمان های طولانی مدت یا سخت زایی ها،اغلب سبب جفت ماندگی خواهند شد.
4- کمبود سلنیم،ویتامین A و یا ویتامین E می تواندبروز جفت ماندگی را به میزان بالایی افزایش دهد.
5- چاق شدن گاوهای خشک از روی دریافت انرژی اضافی و یا دوره ی خشکی طولانی مدت اغلب با جفت ماندگی مرتبط می باشد.
رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:
1- عفونت های خاص را آزمایش کنید.از آزمایش های خونی در تشخیص عفونت های خاص بهره بگیرید.چنانچه عفونتی را تشخیص دادید،نسبت به معالجه،واکسیناسیون و یا حذف گاو آلوده اقدام نمایید.
2- با تمییز نگاه داشتن محوطه ی زایمان و بستر پوشانی مناسب،تماس گاو با ارگانیسم های نا معین را به حداقل برسانید.در صورت امکان،زایمان را روی علوفه انجام دهید.از جایگاه زایمان برای مقاصد دیگر استفاده نکنید.
3- تلیسه ها را با گاوهای نری آمیزش دهید که رکورد آسانزایی داشته اند.به دقت گاوهای در حال زایمان و تلیسه ها را تحت نظر بگیرید.چنانچه پس از گذشت 30 دقیقه پیشرفت چندانی در زایمان حاصل نشد،گاو نیاز به کمک شما دارد.سعی کنید به آرامی و با رعایت نظافت این کار را انجام دهید.
4- در مناطقی که از لحاظ سلنیم فقیرند،سلنیم مکمل را به صورت غذای خشک یا تزریق به گاوهای خشک برسانید.آزمایشاتی ترتیب دهید که وضعیت سلنیم را تعیین نماید.حداقل 5-4 هفته در سال گاوها را با علوفه مرتعی سبز و تازه تغذیه کنید.حدود 160000 واحد ویتامین A(یک میلیگرم کاروتن معادل 400 واحد ویتامین A است)از تمامی منابع(طبیعی و مکمل) تهیه نمایید.
5- از بالا رفتن بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری نمایید.دسترسی به خوراک های پرانرژی مثل سیلوی ذرت یا مواد دانه ای را طی دوره ی خشکی محدود نمایید.
متریت:
عفونت رحم تحت عنوان متریت شناخته می شود.گاوها معمولا طی 2 هفته اول پس از زایمان ترشحاتی به رنگ قرمز-قهوه ای از خود بیرون می دهند.چنانچه این ترشحات بیش از 2 هفته ادامه یابد یا اگر ترشحات بدبو باشند،این امر گواهی بر عفونت رحمی دارد.
فاکتورهای احتمالی دخیل در ایجاد متریت:
1- بسیاری از گاوهایی که جفت ماندگی دارند، دچار متریت نیز خواهند شد.(فاکتورهای موثر بر جفت ماندگی را مشاهده نمایید)
2- ممکن است در اثر سختزایی،به مجرای تولید مثلی جراحاتی وارد آمده باشد و یا نیروی بیش از حدی که حین کمک رساندن اعمال شده سبب بروز این جراحات گشته باشد.همچنین این جراحات می تواند در زمان تلقیح یا تیمار های رحمی نیز بوجود آمده باشد.
3- آلودگی مجرای تولید مثلی می تواند در زمان زایمان،آنهم وقتی گاوها یا تلیسه ها شدیدا نسبت به عفونت حساس اند بوجود آید.چنانچه محل زایمان آلوده باشد یا اگر کمک رسانی در حین زایمان غیر بهداشتی انجام گرفته باشد،نتیجه ی احتمالی آن متریت خواهد بود.
4- استفاده از بلوس های رحمی بخاطر واکنش بدن به مواد موجود در بلوس ها می تواند منجر به تجمع چرک گردد.
5- کمبود سلنیم یا ویتامین E ممکن است با متریت مرتبط باشد.
6- چاقی بیش از حد ممکن است سلامتی گاوها را در زمان زایمان یا اوایل شیرواری به خطر اندازد.این خطرات شامل جفت ماندگی،متریت،استونومی و جابجایی شیردان می باشند.
رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:
1- چنانچه بروز جفت ماندگی از 8 % بالاتر باشد،به اقدامات کنترلی ذکر شده در بالا نگاه کنید.بسیاری ار شرایطی که گاوها را در معرض جفت ماندگی قرار می دهد،به توسعه ی متریت نیز کمک می کند.
2- گاوها باید در مکان پاکیزه ای زایمان کنند.
a) آغل یا چراگاه های کاملا پاکیزه را آماده نمایید.محل زایمان را طوری انتخاب کنید که امکان مشاهده ی مکرر گاو وجود داشته باشد.
b) بعد از هربار زایمان،آغل را تمییز و ضد عفونی نموده و بستر آنرا تعویض نمایید.در صورت امکان به جای استفاده از خاک اره،بهتر است از مواد بستری با ساقه های بلند به منظور پوشاندن بستر بهره بگیرید.
c) زایشگاه را زمانی که متریت یا عفونت های گوساله ها شایع است برای یک تادو ماه بلا استفاده بگذارید و ترتیبی دهید که گاوها در محلی جدید و تمییز زایمان نمایند.
d) زایشگاه را از هرگونه جانوری به جز گاو در حال زایمان پاک کنید.
e) چنانچه حین زایمان به کمک شما نیاز بود،از ابزار ضد عفونی شده و تمییز استفاده کنید؛دم را به پای جلو گره بزنید؛ناحیه ی فرج و اطراف آنرا با صابون ملایمی شستشو دهید؛قبل از شروع دست ها و بازوهایتان را بشوئید؛از لوبریکانت غیر حساسیت دهنده استفاده کنید،کار را همزمان با انقباضات زایمانی شروع کنید و به هیچ وجه فشار اضافی و