سالمونلا Salmonella

مقدمه 
عفونت هاي سالمونلايي درتمامي نقاط دنيا در ميزبانهاي بسياري همچون حيوانات اهلي ، وحشي و انسان باعث بيماري مي شوند. اطلاعاتي در مورد شيوع سالمونلا در جمعيت دامهاي اهلي ضروري است تا از ارتباط مابين ذخيره سالمونلا با حيوانات و انسان آگاه شويم (6). درانگلستان ،سالمونلا انتريتيديس يكي از مهمترين سروتيپهايي است كه بعد از انجام مراحل پاكسازي و ضد عفوني از سالنهاي پرورش مرغ جدا شده است (9). درحال حاضر درانگلستان افزايش بيماري با ظهور تيپ فاژي 4 باكتري همراه مي باشد(1) . درامريكا فاژ 8 و سويه ديگري غير فاژ 4 بيماريزايي در طيور داشته و سبب مسموميت در انسان نيز   مي شود(20) .
 
شيوع و گسترش بيماري 
 شيوع شديد پاراتيفوئيد  خصوصاً  سالمونلا تيفي موريوم در سال 1978 در  امريكا  و  استراليا  سبب خسارات زيادي شد (4).درطي دهه 1980 آلودگي اغلب تخم مرغها در شمال غربي ايالات متحده مربوط به سالمونلا انتريتيديس بودوتقريباً 0001/0 آلودگي تخم مرغها ممكن است رخ دهد.در اين مناطق آلوده به طور متوسط ازهر50 مصرف كننـده  تخم مرغ ، يكي مي تواند به  سالمونلوز مبتلا شود (12) . درصد وقوع بيماري در ماههاي سرد و در خروسها 2% بيشتر است (10).
 
عامل بيماري
درحال حاضرشايعترين سروتيپهاي بيماريزا پاراتيفوئيد در طيو ، سالمونلا انتريتيديس Salmonella enteritidis وسالمونلا تيفي موريوم S.typhimurium    مي باشند(1) . اين عوامل ، باكتريهاي گرم منفي ، ميله اي شكل با ابعاد  5/1- 7/0×5-2 هستند كه فاقد هاگ و فاقد كپسول مي باشند . داراي تاژكهاي بلند هستند و متحركند. در محدوده دمايي 5 تا 45 درجه سانتيگراد ودرمحدودهpH   ، 4 تا 9 مي توانند رشدكنند (6) و نيترات را به نيتريت احيا ميكنند(1). سالمونلاتيفي موريوم تخمير گلوكز (هم اسيد و هم گاز توليد مي كند ) ، دولسيتول ، مانيتول ، مالتوز را انجام مي دهد ولي قادر به تخمير لاكتوز ، ساكاروز ، مالونات يا سالين نيست . درتمامي محيطها توليد سولفيد هيدروژن مي كند و دكربوكسيلاسيون اورني تين وليزين را انجام مي دهد و از سيترات بعنوان منبع مهم كربن بهره مي گيرد. سالمونلاتيفي موريوم اوره و ژلاتين را هيدروليز نمي كند پس اندول توليد نمي كند (6).
 
نشانه هاي باليني    
معمولاًبيماري در جوجه ها زيردوهفتگي و به ندرت در سنين بالاي 4 هفتگي ديده مي شود (1). معمولاًتلفات در كمتر از 20% گروه مبتلا اتفاق مي افتد در طي هفته دوم زندگي ، جوجه ها ممكن است علائمي از ضعف رشد ، توقف رشد و ضعف عمومي توان بدن را نشان مي دهند (11) . معمولاً عفونت پاراتيفوئيد در پرندگان خيلي جوان سبب بيماري مي شود (7). آلودگي تخم مرغها با سالمونلا ممكن است منجر به مرگ جنين داخل تخم مرغ ويا مرگ سريع جوجه هاي تازه هچ شده ، شود . علائم باليني ندرتاً پس از دو هفته مشاهده مي شود (6). پرندگان مبتلا كسل ، چمباتمه زده و افسرده هستند .تمايل به حركت نداشته و با چشمان بسته ، پرهاي ژوليده و بالهاي افتاده مي ايستند . اسهال ، آلودگي پرها ي اطراف مقعد با با مدفوع از نشانه هاي رايج است (7) و در برخي واگيرها به دليل كدورت قرنيه يا پلاك هاي پنيري در حدقه چشم ، بينايي پرنده دچار مشكل مي شود (1). ندرتاً در پرندگان تخم گذار بيماري ايجاد مي كند و درصورت بيماريزايي سبب كاهش تخمگذاري مي شود (6).طبق بررسي هاي انجام يافته در سال 1995 در امريكا ، تخم هايي كه مشكوك به آلودگي با فاژتيپ 4 سالمونلا انتريتيديس بودند نقايصي در پوسته داشتند كه شامل دراز شدن شكل تخم مرغ ، نازكي پوسته ، اندازه هاي كوچك ، كج و معوج شدن تخم مرغ بودند (16). به طور كلي سويه فاژ 4 كه در اروپا و آسيا و ايران رواج دارد به مراتب بيماريزا تر از ساير سويه هاي رايج در امريكا و كانادا مي باشد (21).
 
يافته هاي كالبد گشايي
د رعفونت  شديد در جوجه هاي  تازه هچ  شده كه منجر به تلفات سريع مي شود تنها نشاني كالبد گشايي سپتي سمي بودن لاشه است (6). اگر جوجه ها در سنين اوليه مبتلا شوند ، التهاب و عدم جذب كيسه زرده درآنها شايع است (1). اگرآنها در مرحله حاد سپتي سمي از بين نروند عمدتاً تورم طحال و كبد همراه با پر خوني ، رگه هاي خوني و كانونهاي نكروتيك ديده مي شود . كليه نيز ممكن است دچار اين عارضه گردند پريكارديت ، پري هپاتيت چركي فيبريني دراغلب موارد مشاهده مي شود (6).
مشخص ترين يافته كالبد گشايي كه در حدود   پرندگان تلف شده در اثر سالمونلوز ديده مي شود اتساع سكوم بوسيله مواد نكروتيك سفيدو سخت مي باشد كه به آن تيفليت Typhitis مي گويند (1).وقتي بيماري مزمن شود انتريت حاد داراي كانونهاي نكروزي در روده كوچك مشاهده مي شود شامل كدورت چشم ،چركي شدن چشم ، تورم مفاصل چركي و التهاب كيسه هاي هوايي مي باشد (6).
 
تشخيص
تأييد تشخيص،مستلزم جداسازي وشناسايي عامل بيماري وترجيحاً سرووارآن مي باشد.سالمونلا رامي توان با كشت مستقيم،بسادگي ازبافتهاي مبتلا جداكرد،بنابراين درجوجه هايي كه دراثرسپتي سمي ميميرند،مي توان از كبد ، كيسه صفرا يا كيسه زرده باكتري را مستقيماً جدا نمود. در پرندگان مسن تر سالمونلا در روده يافت مي شود و امكان جدا كردن باكتري از سكوم ها بيشتر است . امكان جدا كردن از مكانهاي ديگر مثل تخمدان ، لوله تخم بر ، لوزالمعده ، مفصل ، بيضه ، قلب و چشم وجود دارد(6).
سالمونلا پلوروم و گاليناروم در روده كلونيزه نمي شوند اما ساير قسمتهاي بدن پرنده را بسادگي آلوده مي كنند . اين امر موجب تحريك توليد  آنتي بادي هايي  مي شود كه در آزمايشهاي  سرمي مورد  شناسايي قرار مي گيرند . ساير سرووارهاي سالمونلا در روده كلونيزه مي شوند اما بافتهاي بدن را بسادگي مورد تهاجم قرار نمي دهند و بنابراين ممكن است توليد آنتي باديها را تحريك نكنند (1).
 
جداسازي سالمونلا     
براي كشت نمونه ها جهت غني سازي باكتري از محيطهاي غني كننده همچون بافر آب پپتونه استفاده مي شود . سه محيط مغزي انتخابي كه معمولاً مورد استفاده قرار مي گيرند شامل آبگوشهاي سلنيت ـ سيترات ، تترا تيونات و  راپاپورت ـ  واسيلياديس  (RV )  مي باشند (6) با افزون آنتي بيوتيكهايي مانندنووبيوسين يا رنگهايي مانندبريليانت گرين مي توان محيط ها را انتخابي تركرد . براي كشت از نمونه هاي آلوده مانند مدفوع ، سواب كلواك ، نمونه هاي محيطي يا كشت مجدد از محيط پيش مغذي ، از محيطهاي مايع مغذي مثل RV استفاده مي شود . در اين حالت ، نمونه به نسبت     به محيط RV منتقل مي شود (1). براي جدا سازي سالمونلا ، استفاده از حداقل دو محيط جامد توصيه مي شود . محيط هاي جامد رايج عبارتند از : آگار مك كانكي ،دئوكسي كلات سيترات آگار (DCA ) كه پرگنه هاي سالمونلا بر روي آن بي رنگ به نظر مي رسند و در آگار بريليانت گرين پرگنه ها قرمز رنگ مي شوند . ساير محيطها  عبارتند  از : گزيلوز ليزين دئودكسي كلات آگار (XLD ) و محيطهاي تغيير يافته آن و آگار رامباچ (1) .
 
شناسايي سالمونلا
تظاهرات باليني و كالبد گشايي بيماري پاراتيفوئيد مشابه ساير بيماريهاي حاصله از ساير سالمونلا ها و حتي عوامل باكتريايي ديگر است . ابتدا مي توان پرگنه هاي مشكوك را با آزمايش آگلوتيناسيون برروي لام با استفاده از سرم پلي والان O و سرم فيزيولوژي ، آزمايش كرد (1) . آزمايشهاي بيوشيميايي اصلي براي سالمونلا ، توليدH2S عدم توليد اندول درآب پپتونه ، به همراه واكنشهاي قندي خاص مي باشد. واكنشهاي قندي سالمونلا شامل تخمير گلوكز ، مانيتول ، مالتوز و دولسيتول و عدم تخمير لاكتوز ، سوكروز و ساليسين مي باشد . اين واكنشهاي بيوشيميايي به طور مطلوبي در محيطهاي تركيبي كه در حال حاضر براي شناسايي باكتريها دردسترس مي باشند مثل محيط كوهنز Kohns  يا آگارسه قندي (TSI ) ، انجام پذيرند (1) .

تشخيص سرمي
درابتداي تخمگذاري با نمونه گيري از300 پرنده در هرگله آزمايش خون كامل (WBT ) با استفاده از آنتي ژن رنگي انجام مي شود و نيز آزمايش ميكرو آگلوتيناسيون و ميكروآنتي گلوبولين و ELISA انجام مي شود (6). ممكن است بعضي از پرندگاني كه پاسخ آزمايشهاي سرمي آنها مثبت است ، به باكتري سالمونلا آلوده نباشندبه دليل واكنشهاي متقاطع مابين سويه هاي باكتريايي و بر عكس پرندگاني كه درمراحل اوليه آلودگي بسر مي برندوسالمونلارا به طور فعال دفع مي كنند،ممكن است از نظر سرمي منفي باشند (1).  ممكن است جوجه هاآنتي باديهاي سالمونلا رابه طورغيرفعال ازراه كيسه زرده دريافت نمايندكه اين امر نشانگر آلودگي گله مادر مي باشد . مي توان زرده تخم مرغ را نيز از نظر وجود ايمنوگلوبولين هاي ضد سالمونلايي آرمايش كرد و چه بسا اين روش ،به عنوان راهي براي شناسايي و حذف گله هاي تخمگذار مورد استفاده قرار گيرد (1). آنتي سرم پلي والان ، آنتي سرم گروه D سالمونلا جهت مشخص نمودن آنتي ژن سوماتيك و سپس از آنتي سرمهاي اختصاصي استفاده مي شود (22).
 
انتشار و انتقال
همچون سايرسالمونلاهاي بيماريزا مي باشدكه قبلاً شرح آن داده شده است.دريك تحقيق تجربي درسال1999نشان داده شده است كه با افزايش سن گله مادر،افزايش نفوذ پذيري سالمونلا به داخل تخم مرغ رخ مي دهد زيراكيفيت پوسته تخم مرغ جوجه كشي با افزايش سن گله مادركاهش مي يابد (17).
مطالعات اخير نشان داده است كه سالمونلا انتريتيديس و سالمونلا تيفي موريوم موجود درمني خروس مي تواند لوله تخم بر و تخمدان مرغ منتقل شده و متعاقباً سبب آلودگي تخم مرغ شود (11). عامل سالمونلا انتريتيديس از سه طريق زير مي تواند پرنده را تحت تأثير قرار دهد :
1ـ ارگانيسم مي تواند به سرعت از دستگاه گوارش عبور كند بدون آنكه در پرنده مؤثر بوده و بيماري ايجاد مي كند .
2ـ ارگانيسم مي تواند در دستگاه گوارش بسرعت تكثير يابد در حاليكه پرنده به ظاهر سالم و طبيعي است . پرنده دفع كننده و پخش كننده عامل بيماريزا است .
3ـ ارگانيسم از جدار روده عبوركرده و سلولهاي داخلي را درگيرمي كند و سبب بيماري درپرنده مي شود ودرصورت بهبود پرنده در زمانهاي خاص مي تواند از بدن پرنده دفع وخارج مي شود (9). 
بررسي گله از نظر سالمونلا 
دركارخانجات جوجه كشي،هردوهفته يك بارازسطوح داخلي هچرها وپوسته هاي شكسته تخم مرغ موجود درسيني هاي هچر بايدكشت به عمل آيد.همچنين ازجوجه هاي حذفي وجوجه هايي كه درپوسته تخم مرغ ازبين رفته اندآزمايش انجام مي شود. درسالن پرورش،كشت ازجداركارتن ،كف كارتن و پرندگان تلف شده در داخل آن صورت مي گيرد . جوجه هاي وازده و آنهايي كه در چند روز اول مي ميرند نيز بررسي مي شوند.در دوران پرورش بررسي نمونه هاي بستر،سواب برداري از گردوخاك صورت مي گيرد ونيز سواب برداري ازمحل عبور دان از هاپر،اتصالات برق انجام مي شود 
در گله هاي مادردر حال تخمگذاري ، سواب برداري از كف لانه تخمگذاري ، پوشال موجود درآن ، گردوغبار ، پرهاي دان داخل سالن و سواب برداري از ميز درجه بندي تخم مرغ و محل ذخيره تخم مرغ و راهروها انجام مي شود. در پرندگان لاين واجداد بهتر است نمونه ها به دفعات بيشتري انجام شود.در گله هاي تخمگذار مي توان از محل جمع شدن مدفوع در زير قفسها ، انباشته گردو غبار، تيغه جمع كننده مدفوع ، تسمه جمع آوري تخم مرغ ، سواب گرفت و نيز از بستر، گردوغبار ولانه هاي تخمگذاري نمونه گيري مي كنيم .  در كشتارگاهها بايد از نمونه هايي مانند تكه هايي از پوست گردن و قسمتهاي مختلف كشتارگاه كشت بعمل آيد.علاوه برموارد فوق ازكف اتاقك كاميون حمل تخم مرغ سواب برداري صورت مي گيرد (1).
 
درمان 
اگر تصميم به درمان داريد بهتر است به كمك آزمايش حساسيت باكتري را در مقابل آنتي بيوتيك سنجيد . ممكن است درمان ظاهراً مؤثر باشد ولي گاهي تعدادي از پرندگان ، حامل باكتري مي شوند و سويه هاي مقاوم به آنتي بيوتيك ، پديدار مي شوند (1). از آنتي بيوتيك ها بعنوان داروي پيشگيري مخلوط در دان و يا آب در جوجه هاي مسن و جوان و تخم مرغهاي هچري و داروي معالج طيور بيماراستفاده مي شود (11). تركيبي از سولفات پلي ميكسين B وتري متوپريم در گله هاي مبتلا به سالمونلا انتريتيديس هم از جنبه پيشگيري و هم از جنبه درماني مصرف مي شود . جنتامايسين تزريقي واسپكتينومايسين جهت كنترل آلودگي كيسه زرده در هچري استفاده مي شود . گزارشاتي وجود دارد مبني بر اينكه افزودن 5 عامل ضد باكتريايي مختلف به آب آشاميدني طيور سبب كاهش آلودگي سالمونلا تيفي موريوم مي شود . داروهاي مؤثر ديگر عبارتند از: تتراسايكلين ، نئومايسين ، باستيراسين وداروهاي گوگرد دار(بجزطيور  تخمگذار) (6).
سالمونلاتيفي موريوم و انتريتيديس نسبت به برخي از آنتي بيوتيكها مقاومت دارويي يافته اند به طوريكه طي گزارش پاپ در سال 1996 سالمونلاتيفي موريوم تيپ 104 نسبت به آمپي سيلين ، كلرامفنيكل ، استرپتومايسين ، سولفا ناميد و تتراسايكلين مقاومت دارويي يافته است (11).
كنترل و پيشگيري      
1) تخم مرغها و جوجه ها و پولت ها بايد از گله هاي عاري از سالمونلا آورده شوند و از تخم مرغهاي ترك داروكثيف وآنهايي كه روي زمين گذاشته شده اند جهت جوجه كشي استفاده نشود.
2) تخم مرغهاي هچ شده بايد ضد عفوني شوند و سالنهاي هچري طبق استاندارد بهداشتي ـ ضد عفوني آماده شوند. غوطه ور سازي تخم مرغها در محلول گلوتارآلدئيد 5/0% دردماي  40 بمدت 20 دقيقه يا گاز دادن با حداقل 600 ميلي گرم گاز فرمالدئيد به ازاي هر متر مكعب در  20 به مدت 30 دقيقه صورت مي گيرد .
3) درفاصله بين دو دوره جوجه ريزي ، سالنهاي مرغداري بايدتماماً شسته شده وضدعفوني شوند.كپسول پارا فرمالدئيد اغلب هر دوهفته يك بار به لانه تخمگذاري افزوده مي شود .
4) كنترل حشرات و جوندگان بايد بوسيله طراحي سالنها و مديريت آنها صورت گيرد .
5) جهت جلوگيري از انتقال افقي در بين سالنها ، بيماران را معدوم كرده و تمامي مواد زايد رادر يك منطقه مناسب در ظرف در بسته كه امكان ورود ناقلين بيماري نباشد ، قرارداده شود .
6) از غذاي پليت شده و يا خوراك فاقد منبع پروتئين حيواني استفاده شود .
7) واكسيناسيون از بروز بيماري پيشگيري مي كند .
8) نمونه گيري از سالنهاي مرغداري و سواب كلواك و لاشه هاي مشكوك جهت جلوگيري از شيوع بيماري امري ضروري است .
9) نگهداري تخم مرغها دريخچال وسردخانه خطربيماريزايي راكاهش ميدهد(1و6و7و9و11و15 ).
10) اخيراًسازمان نظارت بر مواد غذايي ودارويي ايالات متحده(FDA )استفاده ازمحلول 37% فرمالين را به ميزان 5/2 كيلوگرم درهرتن وبه مدت 14 روزجهت كنترل باكتري سالمونلا درخوراك طيور مجاز اعلام كرده است (18) .
 افزودن مواد شيميايي ماننداسيد فرميك يا پروپيونيك به دان ، يا گاز دادن با فرمالدئيديا متيل بروميد نيز موجب كاهش سالمونلا در دان شده است . برنامه هاي كنترل سالمونلا انتريتيديس در كشورهاي مختلف بشرح زير است :
دركشورهاي اروپايي درمرحله اول تقليل آلودگي ودرمرحله بعد حذف آلودگي درگله هاي مادر ، اجداد ولاين انجام مي گيرد. دربين اين كشورها ،سوئد دركنترل سالمونلا ها مقتدرترو پيشرفته تر عمل نموده است . به طور كلي تا سال 1984 حدود 90%  هزينه معدوم كردن گله هاي آلوده و 100% هزينه تميز نمودن فارم ها (هرفارم با ظرفيت توليدي بيش از5000 قطعه مرغ )را پرداخت نمود . در انگلستان در سال 1989 براي ممانعت از انتشار سالمونلا قوانيني وضع شده است . محدوديت حركت طيور ، جداسازي فارمهاي آلوده همراه با كشتار اجباري و غرامت سبب كاهش آلودگي شده است .  در هلند نيز مشابه انگلستان تمهيداتي صورت گرفته است كه باعث كاهش سالمونلا انتريتيديس درگله هاي مادر و اجداد شده است ولي موارد انساني را تقليل نداده است .روش آمريكا در برخورد با سالمونلا انتريتديس بسيار محتاطانه تر است ، كشتار و پرداخت غرامت و غيره وجود ندارد بلكه فارم آلوده را كنترل مي نمايند زيرا سويه هاي باكتري حدت كمتري دارند(22).
 
حذف رقابتيCompetitive Exclusion
درمان حذف رقابتي عبارتست از:افزايش فعاليت فلور طبيعي روده تا طي آن كلونيزه شدن بسياري از عوامل بيماريزا درروده محدودشود،كه اين روش عمداً درپيشگيري ازعفونتهاي پاراتيفوئيدي مؤثراست. اين باكتريها ازطريق مقعد،اسپري در سطح بدن يا قطره خوراكي وارد بدن طيور مي شوند.مخلوطي از باكتريهاي روده(عموماً محتويات سكوم)معمولاً جهت اين كاراستفاده مي شوند(1و6و8 ). خوراندن كشت مخلوطي ازباكتريهاي روده كورمرغهاي گوشتي بالغ كه از29 سويه تشكيل شده بود به جوجه هاي گوشتي يك روزه از طريق آب آشاميدني و و سپس رويارو كردن جوجه ها از راه خوراكي با سالمونلاتيفي موريوم بعد از 2روز ، نشان دادن كه اين باكتريها به سرعت در روده كور جاي گرفته، مقاومت درمقابل سالمونلا تيفي موريوم را در مقايسه با جوجه هاي گروه شاهد به طور مؤثري افزايش مي دهد(2).
درگله هاي مسن آلوده به سالمونلا ، قبل از انتقال به جايگاه هاي پاك ، آنها را با آنتي بيوتيك درمان مي كنند،سپس، فلور روده اي و سالمونلا را تضعيف مي كنند و به دنبال آن مخلوط حذف رقابتي را به پرندگان مي خورانند تا امكان حذف آلودگي از پرندگان به وجود مي آيد.در پرندگان تخمگذار به دليل عدم امكان انتقال پرندگان به جايگاههاي پاك،استفاده از روش فوق موفقيت آميز نبوده است(1).

واكسيناسيون
جهت كنترل آلودگي به سالمونلا انتريتيديس تا كنون واكسنهاي مختلفي ساخته شده است . در كشور آلمان براي كنترل سالمونلاتيفي موريوم از واكسن آگزوتروفيك) Auxitrophic = سويه اي جهش يافته (موتانت )از باكتري كه براي رشد به عوامل خاصي نياز دارد    ( زنده استفاده مي شود (1). واكسنهاي زنده تخفيف حدت يافته نيازمند اين است كه به مدت كافي در بافتها باقي بمانند تا پاسخ ايمني حمايتي ايجاد كنند . استفاده خوراكي يا داخل عضلاني ازواكسن تخفيف حدت يافته سالمونلا انتريتيديس نوع موتانتA سبب كاهش دفع عفونت از طريق مدفوع ، انتقال افقي عامل بيماريزا و آلودگي تخم مرغها مي شود كه اين اثرات تا23 هفته پس از واكسيناسيون مشاهده مي شود . واكسن خوراكي نوع اخير ايمني محافظتي كم اثرتري ايجاد مي كند(6).
درپرندگان واكسينه شده در روز اول ، متعاقب گذشت 4 هفته مشكلات اسهال ، لنگش ، تلفات و وقوع سالمونلا انتريتيديس كمتر رخ داد. درسال 1994 حدود 2 ميليون پرنده در مزارع صنعتي انگلستان واكسينه شدند كه از اين گله هاي واكسينه شده سالمونلا انتريتيديس جدا نشد (6).
درآزمايشات ديگر جوجه هاي بدست آمده از گله مادر 57 هفته (واكسينه شده و واكسينه نشده )همراه با جوجه هاي 7 روزه كه يك دوزخوراكي سالمونلا انتريتيديس را روز اول دريافت كرده بودند ، قرارداده شدند . اطلاعات بدست آمده حاكي است كه آنتي بيوتيكهاي مادري كه ايمني غير فعال ايجاد مي كنند ، در جوجه هاي سنين 21 روزه با كاهش علائم باليني و كاهش دفع سالمونلا همراه بود . به هر حال كاهش مشخصي در جداسازي سالمونلا انتريتيديس از ارگانهاي داخلي جوجه هاي واكسينه شده قابل توجه است (6). واكسن بين سنين 12 الي 16 هفتگي انجام مي شود . هر دز واكسن شامل تعداد زيادي سالمونلا انتريتيديس غير فعال است و دو تزريق ايمنيت بالاتري ايجاد مي كند (11).
واكسنهاي كشته اتوژن سالمونلاانتريتيديس همراه با ياور خوراكي Oil adjuvant و ازطريق زير جلدي به مدت چندين سال درماكيان ايالات متحده مصرف شدونتايج اميد بخشي حاصل گشته است.در جوجه هاي واكسينه شده باواكسن كشته (باكترين)سبب كاهش تلفات،علائم باليني وضايعات تا12 هفته پس از واكسيناسيون گرديد (1و6 ).
ضمناً محققين دانشگاه ويكتوريا نوعي واكسن عليه سالمونلا را به روش مهندسي ژنتيك ابداع كرده اند . اين واكسن از يك سويه موتاسيون يافته سالمونلا تيفي موريوم ساخته شده است كه با حذف قسمتي از ساختمان ژنتيكي اين باكتري آنرا كاملاً به برخي ويتامينها وابسته ساخته اند . هدف از اين كار محافظت حيوانات از سالمونلوز است . اين سويه سالمونلا به صورت خوراكي تجويز مي شود(19 ) .
 
وضعيت سالمونلا انتريتيديس در ايران
وجود اين عامل با جداسازي باكتري و استفاده از آنتي سرم مخصوص در چندين مزرعه مرغداري ايران به اثبات رسيده است كه به احتمال قريب به يقين از نوع با حدت بالا (فاژ 4) مي باشد . با توجه به قابليت بيماريزايي بالاي آن،در گله هاي آلوده به خصوص جوجه ها (كه ازطريق عمودي آلوده مي شوند ) مشكل خاصي پس از هچ شدن مشاهده نمي شود و تعدادي از آنها ناقل بيماري مي باشند كه در اثر مجاورت در جعبه هاي جوجه،ماشين جوجه كشي و يا عمل تعيين جنسيت اكثر آنها آلوده ميگردند.  اين سالمونلا به دليل سرعت تكثير بالا يش سبب بروز تلفات و وازدگي جوجه ها      مي گردد ، كه تلفات از 5 تا 40% و بيشتر ممكن است ديده شود . از روز سوم به بعد با ازدياد جوجه هاي وازده مواجه مي شويم . در صورتيكه آلودگي در بدو ورود با يك آنتي بيوتيك مناسب كنترل شود مشكلات وازدگي و دفع سالمونلا از طريق مدفوع كمتر خواهد شد .
در طيور تخمگذار درمان با آنتي بيوتيك مناسب قبل از شروع تخمگذاري مي تواند دفع مدفوعي و آلودگي تخم مرغ را در اوج توليد به مقدار بسيار زيادي كاهش دهد . در حال حاضر بايد مانند اكثر كشورهاي جهان برنامه تقليل و كاهش آلودگي را در سطوح مختلف به انجام رساند . در اين راستا مي توا ن از حذف رقابتي ، واكسيناسيون و كنترل مواد غذايي و پليت نمودن آنها استفاده نمود كه اين امر مستلزم صرف هزينه بسيار گزافي مي باشد .  مسلماً در ايران قادر به اجراي برنامه ريشه كني وسيع نمي باشيم پس ابتدا به كاهش (ازطريق پيشگيري و كنترل بهداشتي) و سپس به حذف عامل بيماريزا با اجراي برنامه دقيق اقدام مي نمائيم(22).
 
وقوع سالمونلوز در انسان از طريق سالمونلاهاي طيور    
ميزان گسترش و وقوع بيماري :
صنعت مرغداري مهمترين و بزرگترين منبع سالمونلا هستندكه مي توانند آنرا از طريق غذا به انسان منتقل كنند پس كنترل آن بسيار مهم مي باشد (6). درسال 1885 اولين مورد مسموميت غذايي به سالمونلا تيفي موريوم در فرانسه و در سال 1888 اولين مورد مسموميت غذايي به سالمونلا انتريتيديس در آلمان گزارش گرديدند (5). در سال 1986 مشخص گرديد كه سالمونلا انتريتيديس از طيور به انسان منتقل و بيماريزا مي باشد (5). در طي سالهاي 1973 الي 1987 در ايالات متحده 51% بيماريهاي باكتريايي منتقله به انسان از طريق سالمونلا بود. از مجموع 458081 مورد وقوع سالمونلوز در انسان در طي سالهاي 1982 الي 1992 ، 18 مورد سالمونلاپلوروم ، 8 مورد سالمونلا گاليناروم جدا شدند . بر اساس گزارش مركز پيشگيري و كنترل بيماري در ايالات متحده ، سالانه حدود 1 الي 5 ميليون انسان به سالمونلوز مبتلا مي شوند كه حدود 20 هزار نفرآنها در بيمارستان بستري شده و حدود 500 نفر مي ميرند . ضمناً در ايالات متحده بين سالهاي 1985 الي 1991 ، 82 % شيوع سالمونلا انتريتيديس از طريق تخم مرغ بود (6). در طي دهه 1980 آلودگي اغلب تخم مرغها در شمال غربي ايالات متحده مربوط به سالمونلا انتريتيديس بود و تقريباً   آلودگي تخم مرغها ممكن است رخ دهد. در اين مناطق آلودگي به طور متوسط از هر 50 مصرف كننده تخم مرغ ، يك نفر مي تواند به سالمونلا مبتلا شود (12). تقريباً 84 % بيماري منتقله به انسان از طريق غذا در طي سالهاي 1980 الي 1989 در اسكاتلند مربوط به سالمونلا بود . درانگلستان و ولز كمتر از 13 % شيوع سالمونلوز در انسان در طي سالهاي 1959 الي 1962 و بيش از 32 % شيوع در طي سالهاي 1984 الي 1985 مربوط به مصرف گوشت مرغ بود . در ايالات متحده در طي سالهاي 1983 الي 1987 بيش از   سالمونلاي منتقله به انسان از طريق غذا مربوط به مصرف گوشت مرغ و تخم مرغ بود (6). 
 
 
علائم باليني در انسان
سالمونلا تيفي موريوم سبب بيماري تيفوئيد درانسان مي شود كه با تب،سردرد،اسهال واستفراغ شديد توأم است(11).در اغلب اشخاص مبتلا به سالمونلا انتريتيديس پس ازمسموميت غذايي(حدود 128 الي 72 ساعت)اسهال وعلائم فوق مشاهده مي شود.بيماري معمولاً 4 تا 7 روز به طول مي انجامدواغلب افراد، بدون درمان با آنتي بيوتيك بهبود مي يابند. با اين وجود ، اسهال مي تواند به قدري شديد باشد كه شخص را راهي بيمارستان كند . با اين حال وقوع سالمونلوز در افراد سالخورده ، خردسالان و كسانيكه سيستم ايمني ضعيف دارند ، مي تواندآنها را به فرم شديد بيماري دچار كند. در اين بيماران عفونت از طريق روده وارد جريان خون شده و سپس به ساير نقاط بدن منتقل مي شود و سبب مرگ نيز مي شود (12و13و14 ) . در موارد مزمن بيماري درد مفاصل و ادرار درد آور گزارش شده است(11) .
 
كاهش خطر بيماريزا يي سالمونلا انتريتيديس در انسان :
1) تخم مرغها در سرد خانه ها و يخچالها نگهداري شوند .
2) تخم مرغها كثيف يا ترك خورده معدوم شوند .
3) بعد از تماس دستها با تخم مرغهاي خام دستها با آب و صابون شسته شوند .
4) بعداز پخت كامل ، تخم مرغها خورده شوند و تخم مرغها ي گرم بيش از 2 ساعت نگهداري نشوند.
5) موادغذايي محتوي تخم مرغ در سرد خانه نگهداري شوند .
6) از خوردن تخم مرغهاي خام (مانند بستني و مخلوط شير و تخم مرغ خانگي ) و غذاها ي واجد تخم مرغ خام اجتناب شود . عمدتاً در صنعت ، بستني و مخلوط شير و تخم مرغ و غذاها ، توسط تخم مرغهاي پاستوريزه تهيه شوند (12).
 
درمان بيماري در انسان :
آمپي سيلين ، جنتامايسين ، تري متوپريم ، سولفامتوكسازول و سپيروفلوكسازين وكلرامفنيكل داروهاي مؤثر بر سالمونلا هستند . متأسفانه برخي گونه هاي سالمونلا نسبت به آنتي بيوتيكها مقاومت دارويي يافته اند (14).

تأثير فرآوري در ارزش تغذيه اي جيره طيور

مقدمه

مزاياي حاصل از فرآوري خوراک مدتها پيش براي صنعت طيور مشخص شده است. امروزه بيشتر خوراکهاي طيور پس از مخلوط شدن متحمل نوعي فرآوري مي شوند. بهبود بازده خوراک مي تواند دراثر افزايش ارزش خوراک به دليل استريليزه شدن، افزايش خوشخوراکي و نيز بهبود قابليت دسترسي مواد مغذي باشد. به علاوه فرآوري خوراک مي تواند احتياجات مواد مغذي را از طريق تاثير بر فعاليتهاي مرتبط با مصرف خوراک تغيير دهد. پرندگان انرژي کمتري را جهت مصرف خوراک به کارخواهند برد، لذا انرژي بيشتري جهت رشد دردسترس خواهند داشت.

به خوبي قابل فهم است که حالت وکيفيت خوراک بيشترين ارزش معني دار را در توليد جوجه هاي گوشتي دارند.

 

انواع فرآوري مواد غذايي تشکيل دهنده جيره

به طور کلي برخي از اجزاي جيره قبل ازاينکه به صورت مخلوط درآيند و به عنوان جيره اي کامل مورد استفاده قرارگيرند، نياز به فرآوري دارند تا بهتر بتوانند احتياجات مواد مغذي طيور را برطرف سازند وهمچنين با از بين رفتن بازدارنده هاي تغذيه اي موجود درآنها، کمترين تاثير مضر را بر سلامت طيور بگذارند. فرآوريهايي که براي اقلام دانه اي قبل از ورود به جيره مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتند از:

1.Cooking: دراين روش پخته شدن دانه ها به وسيله روشها ودستگاههاي مختلف صورت مي گيرد. به طور مثال در مورد سوياها ابتدا خيساندن آنها صورت مي گيرد و بعد به مدت حداقل 30 دقيقه جوشانده مي شوند وسپس پهن مي گردند تاخشک شوند و مورد استفاده قرار گيرند.

2.Micronising: دراين روش که از پرتوهاي مادون قرمز استفاده ميشود دراثر برخورد پرتوها به مولکولهاي دانه، گرما توليد شده وموجب تخريب ممانعت کننده ها مي شود و نيز سلولهاي چربي شکسته شده وانرژي بيشتري بدست مي آيد (درمورد دانه سويا).

3.Flaking: در اين فرآوري با تزريق بخار دربين دوغلطک وعبور دانه ازاين غلطکها فلکينگ يا فلس شدن اتفاق مي افتد .

4 .Toasting: در اين روش از از حرارت خشک استفاده مي شود و در انتهاي کار رطوبت دانه ها (به طور مثال براي دانه سويا ) حدود 30 درصد کاهش مي يابد. درجه حرارتي که براي اين منظور استفاده مي شود، درمحدوده اي از 110 تا 168 درجه سانتيگراد، بسته به نوع دستگاهي که استفاده مي شود، قرار دارد.

5. ExtrusionوExpansion : دراين دونوع فرآوري، مواد خوراکي، درجه حرارت وفشار بالايي را براي مدت کوتاهي تحمل مي نمايند. اين دونوع فرآوري از لحاظ ازبين رفتن مواد ضد تغذيه اي وبهبود قابليت استفاده از آمينواسيدها وانرژي، دراقلام خوراکي مزيت بالايي دارند.

 

فرآوري جيره

آسياب کردن به عنوان بخشي از فرآوري خوراک مورد توجه مي باشد و مي تواند قبل يا بعد از مخلوط کردن خوراک (عموماً بعد از مخلوط کردن خوراک) بوسيله آسياب چکشي  يا آسياب غلطکي صورت گيرد. در آسياب چکشي اندازه پرده آسياب مي تواند مختلف باشد (معمولاً در محدوده اي از 3 تا 10 ميلي متر) که بستگي به درشتي مورد نياز ذرات آسياب شده دارد. در يک آسياب غلطکي مواد از بين دو غلطکي عبورمي کند که شکاف بين دو غلطک، براي تغيير دادن ريزي ذرات آسياب تنظيم شده است. به طور مرسوم آسيابهاي غلطکي براي توليد ذرات درشت بکار مي روند اماذرات ريز، با يکنواختي مشابه با آسيابهاي چکشي، در آسيابهاي غلطکي نيز مي توانند توليد شوند.  درهر دوحالت اندازه ذرات توليدي به فاکتورهايي مانند نوع دانه وسرعت آسياب کردن بستگي دارد.

علاوه بر آسياب کردن خوراک، فرآوري هاي فيزيکي ديگري مانند توربولاتورهاي شيب دار،توربولاتورهاي باظرفيت بالا،کتل، راپينر، بوکامکتورها، سيستم SIRT ، اکستروژن و اکسپنشن هم وجود دارند که همگي داراي خصوصيات، مدت و درجه حرارت مختلف مي باشند. به عنوان مثال در توربولاتورها مدت زمان حرارت دادن کوتاه است درحالي که در سيستم SIRT مدت زمان حرارت دادن تا 10 دقيقه مي تواند باشد. درجه حرارت در توربولاتورها، در محدوده اي از 85-50 درجه سانتيگراد توليد مي شود، اما در اکسپندر ها وکمپکترها اين محدوده مي تواند تا 120 درجه سانتيگراد نيز تامين گردد. در اکستروژنها واکسپنشنها خوراک با يک درجه حرارت بالا براي يک مدت کوتاه حرارت داده شده، در حالي که از ميان يک قالب گرم عبور داده مي شوند. يک تفاوت عمده اي که بين اين دو نوع فرآوري وجود دارد اين است که در اکسپنشنها تنها قبل از ورود خوراک به محل پيچ خوردگي در دستگاه، درجه حرارت 90-80 درجه سانتيگراد داده مي شود، درحالي که در اکستروژن اين گرما وجود ندارد، امافشار بيشتري توسط بخش پيچ دار دستگاه اعمال مي گردد.    

فرآوري ديگري که موردتوجه می باشد، استفاده از سيستم پاستوريزاسيون غير هوازي است که شامل احتراق سوخت گازي در حضور آب است که نتيجه آن ايجاد گازي داغ با درجه حرارت 80 درجه سانتيگراد مي باشد، اما افزايش ميزان رطوبت دراين سيستم نسبت به ساير سيستم ها بالا نمي باشد.

 

انواع فرم هاي فيزيکي جيره

جيره هايي که در تغذيه طيور مورد استفاده قرار مي گيرند به سه فرم آردي ، کرامبل و پلت مي باشند. جيره آردي فرمي از خوراک است که در آن مواد غذايي پس از مخلوط شدن تحت تأثير  آسياب قرار گرفته و به فرم پودر يا آرد در مي آيند که در واقع به دوصورت آردی گرم و آردی سرد فرآوري مي شوند. جيره کرامبل  به همان جيره پلت با اندازه کوچکتر گفته مي شود که بعد از دوره استارتر به جوجه هاي گوشتي خورانده مي شود. اما سومين نوع فرآوري خوراک که به نام فرآوري پلت معروف است، کاربرد وسيعي دارد وامروزه به ميزان زيادي درجيره ها از آن استفاده مي گردد. پلت کردن در واقع تبديل غذاهاي پودري به دانه هايي به اندازه 4 تا 5 ميليمتر مي باشد، که در مقايسه با جيره آردی داراي مزاياي فراوان تغذیه ای مي باشد. 

اثرات مفيد پلت کردن جيره بر عملکرد طيور توسط محققين زيادي گزارش شده است (هال و همکاران، 1968 ؛ موران، 1989 ؛ آکار و همکاران، 1993 ؛ شیدلر، 1991 و 1995 ؛ موریتز و همکاران، 2001 ؛ مک کنی و تیتر، 2004). اين بهبود وزن بدن و ضريب تبديل غذايي در نتيجه پلت کردن جيره، نمونه اي از تأثير يک فاکتور غير تغذيه اي در افزايش ارزش انرژي زايي مؤثر جيره تغذيه شده مي باشد که ممکن است به افزايش ارزش غذايي جيره و يا کاهش احتياجات پرنده و يا به هر دو نسبت داده شود. در صورت استفاده از جيره پلت، پرنده زمان کمتري را صرف غذا خوردن خواهد کرد، لذا با کاهش فعاليت پرنده، ميزان احتياجات نگهداري آن نيز کاهش خواهد يافت. اين امر توسط جنسن وهمکاران در 1962 نيز گزارش شده است. آنها همچنين بيان کردند که بخشي از بهبود کاربرد جيره پلت، به علت مصرف کمتر انرژي درهنگام تغذيه مي باشد. به عبارت ديگر استفاده از جيره پلت، انرژي صرف شده پرنده براي غذا خوردن را کاهش مي دهد و قابليت دسترسي حياتي مواد مغذي و انرژي را نيز افزايش مي دهد. جنسن و همکاران (1965) براي اثبات اين نظريه که خوراکهاي پلت شده هزينه انرژي پرنده را تعديل مي کنند، تحقيقي را انجام دادند و مشاهده نمودند که پرندگان تغذيه شده با جيره پلت در مقايسه با جيره آردي، تعداد دانخوري کمتر و زمان مصرف خوراک کمتري را داشتند، هر چند ميزان مصرف خوراک آنها تفاوت چنداني نداشت.

اگرچه عملکرد جوجه ها گوشتي با تغذيه جيره پلت بهبود مي يابد ولي بنظر مي رسد که اين روش تغذيه داراي مضراتي هم باشد. رابطه اي بين تغذيه پلت و برخی از بيماريهاي متابوليکي ديده شده است. افزايش ميزان رشد ناشی از تغذيه جيره پلت ممکن است مرگ و مير را به دليل آسيت، ديسکندروپلازياي درشت ني خصوصاً در پرندگان نر افزايش دهد (هاونستين وهمکاران 1994). به طور کلي معايب پلت عبارتند از 1. بالابودن هزينه 2. کاني باليسم 3. کاهش در توليد تخم مرغ به علت چاق شدن 4. خيسي بستر به علت مصرف آب بيشتر 5. آسيت 6. ديسکندروپلازياي درشت ني 7. ازبين رفتن برخي از مواد مغذي حساس به حرارت در طي پلت کردن.

 

فاکتورهاي موثر بر کيفيت پلت

براساس مطالعاتي که ريمر در سال 1992 انجام داد، بيان کرد که کيفيت پلت به فاکتورهاي زير بستگي دارد.

1. جيره فرموله شده 2. اندازه ذرات 3. شرايط پلت 4. ويژگيهاي قالب پلت 5.  خنک سازي وخشک کردن

 

تعيين کيفيت پلت

کيفيت پلت معمولاً با بکاربردن شاخص PDI (شاخص دوام پلت) تعيين مي گردد(ASAE 1997).درواقع PDI تستي است که درآن جيره پلت به صورت معلق در جعبه اي مخصوص در زماني معين قرار مي گيرد، که درطي اين دوره خوراک تحريک شده وانتقال مي يابد و مورد بررسي قرار مي گيرد (فايرفيلد 1994 ). بعد از پايان حرکت، نسبت خاکه به پلت کامل درآغاز، به عنوان شاخص پلت درنظر گرفته مي شود. بنابراين هرچه خوراک با شاخص دوام پلت بالاتري باشد نشان دهنده اين است که پلت بيشتر مي تواند، قبل از تغذيه سالم باقي بماند. براي خوراکهاي آسياب شده نيز اين روش مي تواند مورد استفاده قرار گيرد. بسياري از خوراکهاي پلت بوسيله بارگيري، ذخيره کردن، مته نمونه برداري و انتقال به فارم تخريب مي شوند. دستکاري در خوراک کيفيت پلت را کاهش مي دهد و در بسياري از زماني که پلت به فارم مي رسد به طور جدي درصد پلت کامل کاهش مي يابد، به همين جهت نياز به انتقال اتوماتيک خوراک وسيستم مديريتي قوي احساس مي گردد.

 

نتيجه گيري

باتوجه به بحثهاي بالا ميتوان گفت که نقش مؤثر فرآوري در جيره هاي طيور انکار نايذير است وفرآوري خوراک اثر زيادي در بهبود عملکرد طيور دارد. همچنين درميان فرمهاي فرآوري خوراک، توجه به پلت به خاطر تأثير در بهبود راندمان توليد و افزايش وزن نسبت به ساير فرآوريها (آردي وکرامبل) بيشتر مد نظر قرار گرفته است.  استفاده از فرآوريهاي جديد مانند اکسپندرها و اکسترودرها در جيره هاي طيور اگرچه  به مقدار جزئي  موجب تخريب اجزاي حساس به حرارت جيره، مانند ويتامينها وآنزيمها مي گردند، اما داراي مزايايي هستند که مي توانند موجب بهبود راندمان جيره گردند، به طوري که اين فرآوري ها مي توانند موجب افزايش قابليت استفاده ازموادمغذي جيره، کاهش موادضدتغذيه اي جيره، کاهش آلودگي ميکروبي جيره و به طور کلي موجب افزايش راندمان غذايي، افزايش رشد و بهبود ضريب تبديل غذایی شوند. در واقع اين فرآوريها براي افزايش راندمان پلت مورد استفاده قرارمي گيرند وکارايي پلت را افزايش مي دهند. به طور کلي در يک جمله مي توان گفت، بدون فرآوري خوراک صنعت طيور نمي توانست تا به اين حد پيشرفت نمايد. 

 

بيماري آنفولانزاي طيور (قسمت دوم)

مديريت بيماران :
گرفتن نمونه خون ودستگاه تنفس و ارسال به آزمايشگاه براي تست آنفولانزا و ديگر عفونتهايي كه علائم باليني مشترك دارند .
درمان با اينهيبيتور نورآمينيدازها مانند oseltamivir (بصورت 75mg خوراكي ، دوبار در روز) بعنوان اولين مراحل درمان بكار ميرود .
اگر كه علائم باليني ظاهرشد بيمار بايستي در بخشي كه قبلاُ توضيح داده شد براي كنترل عفونت بستري گردد.
اگر كه تشخيص داده شد بيمار نياز به بستري شدن ندارد بايستي به بيمار وخانواده اش ضوابط بهداشت فردي و كنترل عفونت (براي مثال: شستن دستها، استفاده از ماسك كاغذي يا جراحي براي شخص بيمار وپرهيز از تماس جمعي) آموزش داده شود اگر كه نياز دارد توسط دارو تحت درمان حمايتي قرار گيرد همچنين بيمار با پزشك معالج توسط تلفن ويا ويزيت شدن در تماس باشد .درمانهاي حمايتي شامل مراقبت از اشباع بودن اكسيژن واستفاده از ذخيره اكسيژن در صورت كم شدن اكسيژن ماسكهاي اكسيژن nebulizer ويا high-air-flowدر سندرم عفونت حاد تنفسي براي پيشگيري از انتشار تنفسي بكار مي رود .
اين توصيه ها فقط هنگامي كه بيماري شديد باشد و كنترل آن مشكل مي باشد مورد نياز هستند .
گرفتن نمونه هاي خون وتنفسي بطور مرتب براي چك كردن عفونتهاي باكتريايي احتمالي مورد نياز مي باشد . استفاده از درمان آنتي بيوتيكي به صورت تزريقي را نيز بايد در نظر داشت . از آمانتيدين يا ريمانتيدين استفاده نكنيد بدليل خطر افزايش موتاسيون انتخابي در جهت مقاومت ويروسي با توانايي جهاني شدن . نتايج اوليه كه توسط مراكز مختلف بهداشت جهاني بدست آمده پيشنهاد مي كند كه ويروس آنفولانزاي A (H5N1) كه اخيراُ از انسانها جدا شده اند نسبت به آمانتيدين وريمانتيدين مقاوم مي باشند .
پرهيز از تجويز ساليسيلاتها (مانند آسپيرين) در بچه هاي زير 18سال بدليل ريسك سندرم reye .
استفاده از paracetamol يا ibuprofen با هم بصورت خوراكي يا شيافت براي كنترل تب.
تعديل كنندهاي سيستم ايمني مانند كورتيكواستروئيدها بايستي فقط به موازات عمليات كلينيكي صورت گيرد. پاسخ ايمني انسان در مقابل آنفولانزاي A (H5N1) هنوز نياز به مطالعات بيشتري دارد .(3)
از ribavirin استفاده نكنيد. هيچگونه شواهدي دال بر مؤثر بودن اين دارو بر عليه آنفولانزا وجود ندارد در عوض عوارض ناخواسته مانند آنمي شايع مي باشد و ممكن است كه بيمار را بيشتر به مخاطره بياندازد .
براي فهم بهتر الگوي دفع ويروس در انسانهاي عفوني شده با ويروسها A (H5N1) در شيوع آنفولانزا در تايلند وويتنام نياز به مطالعات بيشتري مي باشد . تا اينكه شواهد ديگري به دست آيد در حال حاضر WHO توصيه كرده است كه ضوابط كنترل عفونت تا 7روز بعد از قطع تب ادامه پيدا كند .
مطالعات قبلي برروي آنفولانزا براين امر كه كودكان باسن كمتراز 12سال مي توانند براي 21روز پس از شروع بيماري ويروس را دفع كنند مي باشد . بنابراين ، براي كنترل عفونت بهتر است كه كودكان براي اين دوره در محل مراقبت باقي بمانند . كودكان در اين مدت نبايستي به مدرسه بروند .
افرادي كه بااين بيماران در تماس مستقيم بوده اند بليستي براي 7روز تحت نظر قرار گرفته شوند ودماي بدن آنها دوبار در روز چك شود اگر كه فردي تب بالاتر از 38c و سرفه يا تنگي نفس را نشان داد بايستي بلافاصله درمان شود .(3)
آنفولانزاي مرغي جديد در دانمارك،10000 اردك را ازبين برد .
ويروس A H5N1 در اردكها شناسايي شد .
يك نوع جديد ويروس A آنفولانزا ،H5N1 ، براي اولين بار در اردكهاي دانماركي شناسايي شد . بدنبال ظهور بيماري بين 12000 اردك . در يك مزرعه اردك نزديك به شهر salling در jutland دو ويروس شناسايي شدند: يك ويروس عامل Entritis در اردك (DVE) ،كه عامل بيماري بود ويك ويروس آنفولانزاي A .
تمامي اردكها بطور خيلي وسيعي در 10 سپتامبر 2003 درگير بيماري شدند . ويروس آنفولانزايA از بافت تعدادي از اردكها جدا شد . انستيوسرم سازي statens از RT – PCRطول كامل هماگلوتينين ونورآمينيداز با تعيين توالي روتين كه ترجيحاُ بطور مستقيم برروي نمونه ها انجام مي گيرد تا برروي ويروسهاي كشت داده شده استفاده كردند و ژنوتيپ اين ويروس را H5N7 نام نهادند .
اين تايپ قبلاُ هيچ گاه شناسايي نشده بود وبررسي هاي بيشتر هم اكنون برروي آن در حال انجام است . نكته با اهميت اينكه اين ويروس در انسانها تشخيص داده نشده بخصوص در ميان افرادي كه با اين اردكها تماس داشتند يا در تعدادي موارد غير مرتبط ويروس آنفولانزاي (H3N2) A در دانمارك از 1 سپتامبر 2003 تشخيص داده شد .12 سويه ويروس آنفولانزاي مرغي (AIV) A از پرندگان وحشي در دانمارك از 1996 جدا شد كه هيچ كدام از آنها H5 يا H7 نبود .
پرندگان وحشي مخزن طبيعي آنفولانزاي مرغي هستند (AIV) . اگر چه ويروسهاي كم پاتوژن H5 وH7 وجود دارد ولي تمامي ويروسها با بيماري زايي بالا يا H5 يا H7 هستند . پاتوژنسيته ويروسهاي AIV H7 و H5 حداقل تا قسمتي وابسته به توالي آمينو اسيدي در محل برش در HA1/HA2 دارد. چنين توالي هاي پاتوژنيكي يافت نشدند . بنابراين اين سويه AIV در گروه ويروسهاي باپاتوژنسيته پائين قرار گرفت . توانايي تغيير پاتوژنسيته مثلاُ طي تكثير در پرندگان يا نوتركيبي در خوكها ويا انسانها شناسايي نشده است . ويروسهاي بسيار پاتوژن AIV از تيپ H5 و N7 اغلب انسانها را درگير مي سازند . اين مسئله در سال 1997 در هنگ كنگ رخ داد (H5N1) كه 6 نفر از 18 فرد آلوده شده از بين رفتند ودوباره در سال 2003 كه يكي از دو فرد آلوده شده مردند ودر سال 2003 در Netherland سويه H7N7 شايع شد كه 1 نفر از هر 80 بيمار از بين رفتند . سازمان بهداشت جهاني تصويب كرد تمامي كشورها كميته هاي بين المللي در مورد مديريت اپيدمي هاي آنفولانزا تشكيل گردد .
شبكه هاي آزمايشگاهي نظارتي و روشهاي ژنوتايپ كردن بايستي با كارهاي اين كميته هاي بين المللي هماهنگ شود .(6)
ويروسهاي آنفولانزاي مرغي عوامل مشترك بين انسان وحيوان مي باشند كه بعنوان يك خطر مداوم سلامت جمعيت هاي انساني وحيواني را تهديد مي كند . طي 6 سال گذشته، عفونت انسانها با ويروسهاي آنفولانزاي مرغي از 3 تحت تيپ (H5, H7, H9) بكرات تشخيص داده شده است .(8)
ويروس آنفولانزاي مرغي H7N7 كه سبب آنفولانزاي شديد در 225 مزرعه طيور در هلند در سال 2003 شد همراه با عفونت ملتحمه چشم (conjunctivitis) در 347 انسان بود . عفونت با ويروس H7N7 در 87 مورد، مورد تأئيد قرار گرفت ، يك نفر دامپزشك در اثر عفونت جان سپرد . شواهدي از انتقال فرد به فرد ويروس و ايجاد عفونت درخوكها دردست مي باشد . اين شيوع بوسيله جداكردن وقرنطينه كردن طيور عفوني كنترل شد . براي جلوگيري از پديد آمدن وانتشار ويروس نوترتيب مرغي ـ انساني كارگران مرغداريها بوسيله واكسن آنفولانزاي انساني واكسينه شدند وداروي آنتي نورآمينيداز به آنها داده شد .(8)
انتقال آنفولانزاي مرغي H5N1 به انسانها در سال 1997 ثابت كرد كه اين ويروس علي رغم اينكه ترجيح مي دهدبارسپتورهاي سياليك اسيدمرغي باند شوند توانايي انتقال به انسان رادارد (براي مثال آنهابايك gal 3 و2 × انتهايي لينك مي شوند .)
قبل از 1997، گزارشاتي از عفونتهاي انساني باH7N7 وجود داشت (معمولاُ باعث عفونت ملتحمه مي شد) ، اما شواهد محكمي دال بر انتقال مكرر ويروسهاي مرغي به انسانها دردست نبود . چگونه ويروسهاي آنفولانزاي مرغي در ايجاد عفونت در پستانداران به طور تصاعدي قوي تر شده اند؟ (متن در مقاله 8)
مقاله شماره (4) :
ارزيابي تلفيق PCR با MOBILITY هترودوبلكس براي تعيين و تشخيص ويروسهاي آنفولانزاي A از انواع حيوانات :
خلاصه :
انتقال ويروسهاي آنفولانزاي A از حيوانات ميزبان به انسان ممكن است به پديد آمدن گونه هاي جديد با همه گيري جهاني شود . تشخيص زود بهنگام چنين وقايعي در ابقاء ويروسهاي آنفولانزا در درحه اول اهميت قرار دارد . براي تشخيص و تعيين خصوصيت نسبي ويروسهاي آنفولانزاي A از گونه هاي مختلف حيوانات روش توأم RT-PCR و (HMA) heteroduplex mobility طراحي گرديد. نشان داده شد كه اين تغيير پذيري (m) ژن در RT-PCR مي تواند حساس شود و براي تعيين ويروسهاي آنفولانزاي A انساني و مرغي وخوكي اختصاصي گردد.
قطعات تكثير شده توسط PCR از ويروسهاي انسان ، طيور وخوك از 15 تحت تيپ مختلف،با بين 9/1 و4/21 اختلاف نوكلئوتيدي بوسيله روش HMA تمايز گذاشته شد .
تعيين توالي ampliconها نشان داد كه الگوي تغيير پذيري هترودوبلكس بااختلاف توالي ها بين DNA مورد آزمايش ورفرنس مرتبط مي باشد . متد تكثيرRT-PCR HMA براي جستجوي سريع نمونه ها با يك پانل رفرنس از منشأ ويروسهاي انساني ومرغي وخوكي تشخيص داده شد .
ويروسهاي مرغي (A / Hongkong / 1073 / 99) H9N2 كه با گونه هاي انساني واكنش متقاطع داشتند در مقابل panel رفرنس مورد بررسي قرارگرفتند . مشخص شد كه محصولات PCRاين سويه بيشترين شباهت را با سويه (A / Quil /Hongkong / GI / 97 ) H9N2 دارد. بررسي توالي ها نشان داد يك اختلاف 101% نوكلئوتيديبين قطعات amplicon مربوط به A / Quil /Hongkong / GI / 97 و A / Hongkong / 1073 / 99 وجود دارد . با توجه به نتايج كار ما ، روش RT-PCR HMA يك راه سريع و حساس براي جستجوي ويروسهاي آنفولانزاي جديدوغيرمعمول
مي باشد.شناسايي ويروسهاي آنفولانزا معمولاُ شامل رشد ويروس در كشت بافت يا جنين تخم مرغ ، قبل از بررسي تايپها يا ساب تايپها بوسيله ممانعت از هماگلوتيناسيون (HI) مي باشد .
ليكن ، اين كارها وقت مي برد وشناسايي گونه هاي منشأ ويروس ضروري نمي باشد . به همين دليل ماروش (RT) – PCR براساس ژن ماتريكس (M) توأم با روش هترودوبلكس (HMA) mobility برروي محصولات PCR پايه گذاري كرديم .
پروسه خالص سازي نوكلئيك اسيدهاي ويروس باشناسايي توسطHMA24 تا36 ساعت وقت مي برد و مي توان بطور مستقيم آن را برروي نمونه هاي كلينيكي انجام شود . روش RT-PCR HMA كه در اينجا شرح داده مي شود به تشخيص زود به هنگام انتقال داخل گونه اي بين ميزبانهاي انساني وحيواني كمك خواهد كرد .
مواد و روشها :
جداسازي ويروس :
ويروسهاي آنفولانزا درحفره هاي آلانتوئيك جنين تخم مرغ رشد مي كند . مايع حاوي مايع آلانتوئيك جداسازي شده ودردماي 70c تا موقع مورد نياز نگهداري
مي شود . ويروسهايي كه در اين مطالعه استفاده شده اند در جدول شماره 1 ليست
شده اند .
ويروسهاي /Taiwan/7310/10 ، A/SW/oms/2899/82 ، A/SW/oms/3633/84، /SW/Scotland/410440/94 ، A/SW/hongkong/168/93 ،A/HK/1774/99 و A/HK/1073/99 بوسيله yipu lin و alan hay مؤسسه بين المللي تحقيقات پزشكي در mill hill انگلستان فراهم شد .
جدا سازي A/DUCK/singapor q/f 119-3/97 بوسيله آزمايشگاه دامپزشكي منشعب از مركز دامپزشكي سنگاپور انجام گرفت .
ويروس تايپنگ : ويروسهاي آنفولانزا كه تايپ مي شوند با استفاده از آنتي سرم موش خرما همانطوري كه قبلاُ شرح داده شد انجام مي شد . تمام تستهاي HI با استفاده از HAU 8 از ويروسها و 5% سلولهاي قرمز (vol/vol) turkey انجام گرفت .
سنتز cDNA وخالص سازي نوكلئيك اسيد :
RNA ويروسي از يك ميزان 150mg از نمونه بوسيله روش باند شدن با گوآنيدينوم تيوسيانات باسيليكا همانطوري كه قبلاُشرح داده شد انجام گرفت . rna ويروسي در 30 از نوكئازها وآب آزاد حل مي شود .
RT از RNA به CDNA بوسيله اضافه كردن 2/22 از RNA به 8/17 مخلوط RT حاوي 20Mm Tris-Hcl (PH=8/4) ، 50 Mm ، KCL و 7/5 Mm ، mgcl2 و 3Mm از هر داكسي نوكلئوتيد تري فسفات و 25ng از پرايمرهاي راندم (pdn6) و 1/6 u از rnasine و2007 از revers transcriptase ويروس لوسمي موشي (moloney) انجام مي شود .
اين مخلوط در دماي 20c براي 10 دقيقه انكوبيت مي شود وسپس در 37c براي 45 دقيقه نگهداري مي گردد . سپس نمونه ها براي 65 دقيقه تا 100c حرارت مي بينند وبعد روي يخ گذاشته مي شوند .
مواد اصلي PCR : توالي هاي پرايمر بدنبال بررسي نواحي حفاظت شده از ژن m مربوط به ويروسهاي آنفولانزاي A بدست آمدند.خصوصيات پرايمرها بانرم افزار oligo primer analysis بررسي مي شوند .جفت پرايمري كه در مايه RT- PCR مربوط به m gene مورد استفاده قرار مي گيرددر جدول شماره 2 آمده است.
پرامر خارجي ،amp71f قبلاُ براي استفاده در يك مايه pcr براي تعيين ويروسهاي آنفولانزاي انساني طراحي شده است . هر جفت پرايمر در مجاورت مقدار مشخصي از mgcl2 ، نمك و PH انجام مي گيرد. براي PCR اوليه، 20 L از cdna به 80 L مخلوط PCR حاوي 8 L از بافر 10XPCR ((PH : 8/4) tris- hcl , 200Mm و kcl 500ml ) و2/4 l از mgcl2 50mm و 1 l ازهرپرايمر خارجي در l (amp 71f ,amp831r ) 5 pmol/ و 6/7/3 l از نوكلئاز – آب آزاد و /3 l از DNA, taq پلي مراز استفاده مي شود .
دماي اپيتيم براي چسبيدن براي جفت پرايمروحالت چرخشي بااستفاده از يك mastercycler Gradient thermalcyler تعيين مي گردد . تكثير اوليه بوسيله 1 سيكل در دماي 94c براي 2 دقيقه انجام مي شود وبعد با 30 سيكل دناتوره كردن در دماي 94cبراي يك دقيقه دنبال مي شود وتواماُ چسبيدن وطولاني شدن در دماي 68c براي 1/5 دقيقه انجام مي شود . محصولات اوليه تكثير يافته از ويروس هاي رشد كرده برروي تخم مرغ به نسبت 1 در 10000 قبل از تكثير ثانويه رقيق مي كردند . يك مقدار از محصول اوليه (2 l) سپس به 48 l از مخلوط ثانويه pcr حاوي 5 lاز10 xpcr buffr (ph:8/4)tris-hcl ,200mm) و (kcl 500mm و 1 l از مخلوط داكسي نوكلئوزيد تري فسفات و 1/5 l از 3 l , 50mm mgcl2 ازهر پرايمر داخلي در 25 pmol/ l (amp227f , amp 622r) و 34/2 l از نوكلئاز-آب آزاد و /3 l از DNA, taq پلي مراز اضافه مي كنيم . نمونه ها در دماي 94c براي 1 دقيقه انكوبيت مي شوند وسپس براي 32 سيكل در معرض 94c به مدت 1 دقيقه و60c براي يك دقيقه و72c براي يك دقيقه قرار مي گيرند .
Amplicon هاي (413bp) بوسيله رنگ آميزي با اتيديوم برومايد قابل رؤيت مي شود و متعاقبأ برروي ژل آگارز2% الكتروفور مي شود . جدول شماره 2
-تعيين حساسيت روش (I RT-PCR) تيتراسيون عفونت زايي ويروس :
روش هاي عفونت زايي همانطور كه قبلاُشرح داده شدبا تغييرات كوچكي انجام مي گيرد . تعداد10رقت (10 -10)
از ويروسهاي syd/97(h3n2) و DK/sing/97(h5n3) و HK/1073/99(h,n2) در محيط ترانسپورت ويروسي تهيه گرديد . (vtm) ذمان انكوباسيون به 72 ساعت دريك انكوباتور co2 در 37c تغيير پيدا مي كند . سلولهاي كليه سگ madin-darby بوسيله گلوتارآلدئيد5% فيكس گرديدند وپلاكه بوسيله رنگ آميزي با محلول كربول فوشين 5% vol/vol قابل رؤيت شدند .
RT-PCR(ii) : مقداري ازمحلول تازه وزنده ازهرويروس(100 l) حل شده در vtm در مجاورت عصاره نوكلئيك اسيد و RT-PCR همانطوركه قبلاُشرح داده شد قرارداده مي شود .
روش Heterduplex :
متدهاي آناليز hma كه قبلاُ شرح داده شد براي مطالعه گونه هاي مشابه ويروس نقص ايمني انسان تيپ 1 آداپته شدند . براي hma ، 3 l از نمونه محصول pcr با 3 l ازمحصول pcrرفرنس و /3 l از بافر hmaحاوي1 m nacl و 100mm tris (ph:7/8)و 20mm edta مخلوط مي گردد.
نمونه ها سپس در دماي 95cبراي 2 دقيقه دناتوره مي شوند وسريعاُ تا دماي4c سرد مي شوند . سپس براي 10 دقيقه برروي يخ گذارده مي شوند .سپس بافر(1/3 l) gel loading اضافه مي شود .
برم فنل بلو1% و glycerol و(g x ; tris-boric acid-edta{tbe} , 1% xylen cynol) نمونه ها برروي ژلهاي پلي ساكاريدي غير دناتوره 8% در(nove x TBE ) 1 x TBE براي 50 دقيقه در ولتاژ 200V الكتروفورز مي شوند.همودوبلكس ها وهترودوبلكس ها بدنبال رنگ آميزي ژل با sybr greenII قابل رؤيت مي شوند.
تعيين توالي وبررسي فيلوژنيك : تعيين توالي نوكلئوتيدي amplicon هاي pcr m ژن بااستفاده از روش dye deoxy terminator انجام گرفت .
محصولات PCR m ژن بااستفاده از جفت پرايمر داخلي PCR amp227f و amp622r در 3/2 pmol/reaction تعيين توالي شدند. بررسي فيلوژنيك خوشاندي به دنبال تعيين توالي با استفاده از برنامه magaling4 انجام گرفت .
نتايج :
- تعيين ميزان حساسيت و اختصاصي بودن RT-PCRبراي m ژن: حساسيت تشخيص ويروس آنفولانزايA بوسيله روش RT-PCR براي Mژن با استفاده از سه ساب تيپ ويروس آنفولانزايA به نامهايsyd/97(h3n2) و dk/sing/97(h5n3) و Hk/1073/99(h9n2) انجام گرفت . رقتهاي سريال و متوالي از عصاره ويروسي تازه اين ويروسها در vtm تهيه گرديد. ازهررقتي، نوكلئتيك اسيدها براي سنتز cDNA و PCR جمع آوري شدند. به همين ميزان نيز به ارزيابي عفونت زايي اين روش ازهررقتي گرفته شد كه همان روز انجام گرفت در اين الگو ، رقت نقطه پايان براي عفونت زايي ويروس مي توانست مستقيماُ با نقطه پايان تشخيص RNA ويروسي بوسيله RT-PCR مقايسه گردد.
M ژن كه براي RT-PCR به كارمي رود 10pfu از ويروسهاي آنفولانزايA (H9N2 , H5N3 , H3N2) درميلي ليتر مي باشد .اين با حساسيت گزارش شده براي تشخيص ويروسهاي آنفولانزايA وB بوسيله روش NESTED RT-PCR بااستفاده از پرايمرهاي اختصاصي براي ژنهاي HAاز ويروسهاي آنفولانزايA وB مي باشد.RT-PCR براي ميزان توانائيش در تشخيص ويروسهاي آنفولانزايA از انواع حيوانات وميزاي اختصاصي بودنش براي ويروسهاي آنفولانزايA مورد آزمايش قرار گرفت .
يك محصولي با اندازه اي كه انتظار مي رفت (413bp) هنگامي كه ويروسهاي آنفولانزاي A مرغي ، انساني يا خوكي آزمايش شدند بدست آمد . (جدول 1 و شكل 1)
اين نتايج نشان مي دهد كه توالي هاي mژن ويروسهاي آنفولانزاي A تمام حيوانات آزمايش شده را مي توان با پرايمرهاي ليست شده در جدول 2 تكثير كرد .يكسري محصولات نامعلوم PCR هنگامي كه ويروسهاي آنفولانزايB تست شدند مشاهده شدند ، كه دلالت بر اختصاصي بودن PCR براي توالي هاي ويروسهاي آنفولانزاي A مي كند .
تعيين مشخصات آمپليكونهاي Mژن بوسيله HMA وتأئيد توالي هاي آن :
بعد از تكثير Mژن بوسيله RT-PCR اختصاصي بودن محصول PCR براي هرويروس بامنشأ ميزباني خاص بوسيله HMA مورد تحقيق وتخصص قرارگرفت . اين كار با استفاده از بررسي طريقه فرم گرفتن هترودوبلكس بين آمپليكونهاي يك ويروس آنفولانزايA انساني رفرنس (bay/95) وآمپليكونهاي ويروسهاي مورد آزمايش از 15 ويروس آنفولانزاي A مختلف از ساب تايپهاي انساني و خوكي ومرغي صورت گرفت . (جدول شماره يك ) (نتايج در شكل 2 نشان داده شده اند)
هترودوبلكس هايي كه بين آمپليكونهاي سويه رفرنس (BAY/95) ومحصول PCR هر ويروس مورد آزمايش مشاهده مي شوند ، منعكس كنند تغيير توالي بين ويروس رفرنس وDNA ويروس مورد آزمايش مي باشد .
هيچ هترودوبلكسي در ستوني كه حاوي فقط محصول PCR رفرنس مي باشد مشاهده نمي شود .(lane 1,17) .كمترين كاهش در تغيير هترودوبلكس درجايي مشاهده مي شود كه محصول ويروس رفرنس (bay/95) با آمپليكون ويروس wuh/371/95 مخلوط گرديده است (lane 2) . هر دو ويروس bay/7/95 و wuh/371/95 از سويه هاي ويروس آنفولانزاي انسانيA ،H1N1 مي باشند .
بررسي توالي ها بر اين امر دلالت مي كند كه آمپليكونهاي Mژن ويروسbay/95 و wuh/371/95 تا 9/1% اختلاف دارند .(جدول 3)
بنابراين آمپليكونهاي با بيشتر از 2% variation درتوالي نوكلئوتيدي بوسيله اين روش HMA مي تواند متمايز گردد .
هيچ اصلاحي در دوباره حل شدن باند وقتي كه 10% ، 20% ، يا گراديان ژلهاي پلي آكريل آميد استفاده شد مشاهده نشد . بيشترين ميزان كم شدن در تغيرپذيري در ستوني مه آمپليكون رفرنس از bay/95 با محصولات pcr ويروسهايي كه داراي mژنهاي ويروسي خوكي يا مرغي مخلوط شده اند مشاهده مي گردد .(ستون 3 و4 و7 تا 16). اختلافات نوكلئوتيدي بين آمپليكونهاي pcr از اين ويروسهاي مرغي وخوكي وويروس رفرنس انساني سويه bay/95 بوسيله بررسي توالي بين 5/14% و 4/21% مشاهده شد . (جدول 3) ميزان متوسط الگوي تغيير هترودوبلكس در مخلوطهاي حاوي آمپليكونهاي pcrاز ويروسهاي انساني (bay/95) H1N1 وويروسهاي انساني H3N2 تست و syd/97 و wuh/359/95 مشاهده شد (بترتيب ستون 5 و6) بررسي توالي ها يك اختلاف نوكلئوتيدي 7/6 تا 9/7 درصدي را بين ويروس H1N1 انساني و آمپليكونهاي mژن ويروس انساني H3N2 تست مشاهده شد .(جدول 3)
ارزيابي يك الگوي رفرنسHMA براي تعيين انتقال بين گونه ها :
يك پانل از 9 و يروس آنفولانزاي A با ژنهاب M كه در دودمان انساني ، خوكي وطيور وجود دارند ساخته شد .
RNA از اينها و يك ويروس تست خالص سازي مي شود (HK/1073/99) و RT-PCR روي آن انجام مي گيرد . (شكل3)
آمپليكونهاي با اندازه اي كه اتنظار مي رفت (314bp) بوسيله ژل آگاروز الكتروفورز قابل رؤيت مي شود (شكل (A 3 يك قسمتي از هر آمپليكون رفرنس براي hma با محصول pcr ويروس تست (HK/1073/99) مورد استفاده قرار گرفت . (نتايج در شكل 3B نشان داده شده است ). بيشترين كاهش در تغيير پذيري هترودوبلكس هنگامي مشاهده شد كه آمپليكون HK/1073/99 با آمپليكونهاي ويروس انساني رفرنس مخلوط گرديد . (ستون 1 و 2)كه دلالت بر فاصله زياد توالي Mژن ويروس مرغي با انساني دارد . هترودوبلكسهايي كه هنگام مخلوط كردن محصول PCR ويروس HK/1073/99 با آمپليكونهاي رفرنس مشتق شده از ويروسهاي خوكي و انساني تشكيل شدند الگوهاي تغيير پذيري گوناگوني را نشان دادند (ستون 3و9)
بيشترين شباهت را با آمپليكون PCR ويروس مرغي QU/HK/GI/97 H9N2 مشاهده شد (ستون7) . هيچگونه هتروبلكسي هنگامي كه آمپليكونهاي Qa/hk/gi/97 و hk/1073/99 مخلوط شدند مشاهده نشد كه دلالت بر كم بودن اختلاف اين آمپليكونها از ميزان حساسيت تست HMA دارد. نتايجHMA بوسيله تعيين توالي مستقيم آمپليكونهاي PCR ، Mژن از 9ويروس رفرنس وويروس تست تأئيد گرديد. بررسي توالي ها نشان داد كه اختلاف نوكلئوتيدي بين آمپليكونهاي Qa/hk/gi/97 و hk/1073/99 بميزان 1/1%مي باشد .
- بحث :
بيشترين شباهت را با آمپليكون PCR ويروس مرغي H9N2 Qa/HK/GI/97 , مشاهده شد « ستون 7» . هيچگونه هترو دوبلكسي هنگامي كه آمپليكونهاي Qa/HK/GI/97 و HK/1073/99 مخلوط شده اند مشاهد نشد كه دلالت بر كم تر بودن اختلاف اين آمپليكونها از ميزان حساسيت تست HMA دارد . نتايج HMA بوسيله تعيين توالي مستقيم آميليكونهاي PCR ، mژن از 9 ويروس رفرنس و ويروس تست تاييد گرديد . بررسي توالي ها نشان داد كه اختلاف توكلئوتيدي بين آمپليكونهاي Qa/HK/GI/97 و HK/1073/99 به ميزان 1/1% ازخوك يا طيور به انسان كم
مي باشد اما چنين وقايعي مي توانند منجر به ميزان بالايي مرگ ومير مي شود واحتمال پديد آمدن ويروسهاي جهاني را به دنبال دارد .
تشخيص زود هنگام وتعيين خصوصيت واريانت هاي جديد آنفولانزا كه پديد آمده اند يكي از اهداف شبكه جهاني حفاظت درمقابل آنفولانزا سازمان بهداشت جهاني مي باشد .
از اين رو ، دست يابي به تستهاي سريع كه بتواند ويروسهاي جديد و غير معمول كه ممكن است داراي يك منشا به صورت مخزن حيواني باشند ضروري است . متدهاي سريع ، مانند ايمونوفلورسنس و enzyme immunoassay براي تشخيص ويروسهاي آنفولانزا در نمونه هاي كلينيكي به كار رفته اند .
گزارش شده كه روش ها داراي اختصاصيت وحساسيت متغيري هستند و مشخص نيست كه چگونه معرفهاي دخيل داراي توانايي معادل در تعيين ساب تايپهاي ويروسهاي آنفولانزاي حيوانات مختلف هستند . ارزش روشهاي PCR براي تشخيص ومحافظت ويروسهاي آنفولانزا در مواد كلينيكي بخوبي نشان داده شده است . روشهاي تكثير براي تشخيص و ساب تايپ كردن ويروسهاي آنفولانزاي A وبراي تفريق ويروسهاي آنفولانزاي A,B,C شرح داده شده است . ليكن اين روشها به طور اختصاصي براي تشخيص ، نگهداري ويروسهاي آنفولانزاي انساني طراحي شده اند وبيشتر احتياج است كه تستهاي سريع جهت تشخيص ويروسهايي كه ميزبان آنها موجوداتي غير از انسان هستند طراحي گردند ، اخيراً يك RT-PCR تك لوله اي بر پايه m ژن براي تشخيص ويروسهاي آنفولانزاي A مربوط به چند گونه شرح داده شده است .
دراين مطالعه ما يك متد توأم PCR-HMA را براي شناسايي وتعيين خصوصيت نسبي ويروسهاي آنفولانزاي A از گونه هاي مختلف طراحي كرده ايم .
ژنm1 بعنوان هدف انتخاب شد چراكه شواهد چنين پيشنهاد مي كنند كه m1 ORF در ميان ويروسهاي آنفلولانزاي A از گونه هاي مختلف ميزبان به ميزان زيادي حفاظت شده هستند. RT-PCR براي mژن نشان داده شده كه براي تشخيص ويروسهاي آنفولانزاي A ، 15 ساب تايپ مختلف با منشاء انساني ، مرغي وخوكي اخصاصي وحساس مي باشد . متدهاي بعد از تكثير براي بررسي تغيير توالي در آمپليوكنهاي PCR شامل بررسي RFLP ها و HAM ها مي باشد.
ارز يابيRFLP ، محصولات m ژن PCR براي ساب تايپينگ ويروسهاي آنفلانزاي A انساني و تفريق 6 ژن داخلي شامل m ژن ويروسهاي انساني H1N1,H3N2 , و ويروسهاي مرغي H5N1 شرح داده شده است . اشكال احتمالي تكنيك RFLP اين است كه موتاسيون در توالي نوكلئوتيدي آن مورد نظر ممكن است منجر به از دست دادن يا پديد آمدن باند شدن آنزيم محدود كننده شود . ميزان بالاي موتاسيون پذيري RNA ژنوم ها ، مانند ژنهاي ويروس آنفولانزا احتمال رخ دادن اين موتاسيونها را افزايش مي دهد .
از آنجائيكه كه بررسي هترودوبلكس نشان داد كه براي تفريق سريع ويروسهاي RNA دار بسيار مناسب مي باشد وبدليل اينكه سايتهاي مناسب آنزيمهاي محدود كننده كه ويروسهاي انساني ، مرغي وخوكي را متمايز مي سازد در آمپليكون 413 bp ژن m شناسايي شده اند ، HMA براي تعيين خصوصيات آمپليكون m ژن انتخاب شد .
HMA بر مشاهده تغييرات توالي بين آمپليكون هاي ويروس تست كه باعث پديد آمدن جفت نشدن درست با سويه رفرنس مي شود ودر نتيجه هترودبلكس ها متعاقباً دناتوره مي شوند ودوباره مي چسبند استوار است .
هتروبكلس ها آهسته از همودوبلكس هاي هم اندازه خود مهاجرت مي كنند وكاهش قابليت حركت متناسب با ميزان اختلاف بين دو توالي موجود درمخلوط دارد . درجه تغيير مورد نياز براي تفريق مناسب هترودوبلكس ها نشان داده شده كه بين طيف 25 و 5%
مي باشد .
درجه اختلاف بين آمپليكونهاي m ژن مرغي ، خوكي ، و انساني بينابين طيف مي باشد و باعث تشكيل هترودولكس ها ي قابل تشخيص مي شود . « جدول 3 »
شيفت در mobility هترودوبلكس مشاهده شد كه مرتبط با اختلاف بين DNA تست و رفرنس بود كه اختلافي به كمي 9/1 تا 1/1 % اختلاف توكلئوتيدي قابل تشخيص بود .
اين موضوع با گزارشات قبلي تعيين اختلاف 4 تا 4/1 درصدي قابل قياس بود . در اين كار بهترين تمايز بوسيله HMA هنگامي مشاهده شد كه محصولات اوليه PCR قبل از تكثير ثانويه رقيق شد .
از اين موضوع مي توان نتيجه گرفت كه هنگام آزمايش مستقيم نمونه هاي كلينيكي كه حاوي تيترهاي پائين تري از ويروس نسبت به مواد رشد كرده بر روي تخم يا سلول هستند اين كار ضروري نخواهد بود .
مناسب بودن متد PT-PCR HMA ما براي جستجوي نمونه هاي در يك شيوع بوسيله مقايسه يك تست ويروس با يك RAMEL ويروسهاي رفرنس ارزيابي مي گردد . سويه آنفولانزاي مرغي H2N2 ( HK/1073/99 ) بعنوان ويروس تست انتخاب گرديد چرا كه اين ويروس مرغي از يك بچه 4 ساله درهنگ كنگ جدا شده است.
يك ارتباط عالي بين نتيجه HMA و اختلاف نوكلئوتيدي وجود دارد براي تشخيص بوسيله تعيين توالي مستقيم وبررسي پلي ژنتيك آمپليکونهاي ويروس تست و رفرنس .
بوسيله HMA، آمپليكون PCR رفرنس مربوط به Qa/HK/GI/97 ارتباط دارد . اين ارتباط بر اساس گزارشات قبلي با 1% اختلاف توكلئوتيدي بين m ژنهاي HK/1073/99 , Qa/HK/GI/97 همراه مي باشد . درمجموع ، نتايج كار ما نشان مي دهد كه انجام توأم HMA,RT-PCR بر روي m ژن يك ابراز قوي براي تشخيص وشناخت ژنتيك ويروسهاي آنفولانزا مي باشد .HMA يك راه ساده وحساس براي جستجوي m ژنهاي ويروس هاي آنفولانزاي جدا شده مي باشد وفقط 36 تا 24 ساعت وقت لازم دارد . اگر چه متد RT-PCR HMA براي بررسي نمونه هاي دستگاه تنفس در اين مطالعه مورد استفاده قرار نگرفته ولي چنين نتيجه گيري مي شود كه اين متد مي تواند بطور مستقيم براي تست ويروسها در نمونه هاي كلينيكي به كار رود بدون اينكه ضرورتي به رشد ويروس اول بر روي سلولهاي محيط كشت يا جنين تخم مرغ باشد .
حساسيت روش m ژن RT-PCR كه شرح داده شد قابل قياس با حساسيت روش RT-PCR كه در آن از پرايمرهاي اختصاصي ژنهاي HA ويروسهاي آنفولانزاي B,A براي تعيين ويروسهاي آنفولانزاي B,A به طور مستقيم درنمونه كلينيكي مي شود مي باشد . ويروسهاي آنفولانزاي جديد وغير معمول را كه بوسيله HMA شناسايي شده اند مي توان بسيار وسيعتر بوسيله تعيين توالي مستقيم و HI تايپينگ شناسايي وتعيين خصوصيت كرد . پانل HMA ويروس رفرنس را كه ماساختيم نياز خواهد داشت كه با اطلاعات بدست آمده از ويروسهاي كه در بين انواع حيوانات درچرخش است به روز شود . سرانجام ، تكنيك تركيبي RT-PCR هترودوبلكس مي تواند براي شناسايي ديگر ژنهاي داخلي ويروس آنفولانزا بكار رود .
بيماريزاي عصبي ويروس آنفولانزاي H5N1ژنوتيپ جدا شده از طيور هنگ كنگ در 2001 در موش
خلاصه :
ما پاتوژنسيته 5 ژنوتيپ مختلف ( E تا A ) را از ويروسهاي آنفولانزاي مرغي H5N1 مطالعه كرديم كه حاوي ژنهاي HA مشابه ويروس H5N1 A/goose /Guangdong/1/96 و 5 تركيب مختلف ژنهاي داخلي در يك مدل موشي مي باشد . واريانت هاي نوروتوپيك وبسيار پاتوژن ويروس از ژنوتايپهاي A,C,D,E از مغز بعد از يك پاساژ داخل بيني در موش جدا شدند . ژنوتيپ ويروس B فقط از ششها جدا شدند .واريانت هاي مغز موش داراي آمينواسيدهاي تغيير يافته در محصولات تمامي ژنهايشان بجز پروتئين هاي PB1,NP,NS1 بودند اما شامل موتاسيونهاي معمول نبودند . ما نتيجه گرفتيم كه منشاء ژنوتيپي H5N1/01 از A,C,D,E بصورت هتروژنوس مي باشد وديگراينكه ورايانت هاي بسيار پاتوژن نوروتروپيك مي توانند سريعاً در موش انتخاب شوند .

 

 

تعيين جنسيت گوساله پيش از تولد

در سالهاي اخير، بيوتكنولوژي به پيشرفتهاي قابل توجهي در توليد محصولات كشاورزي و دامي دست يافته است كه شامل انتقال يك ژن ويژه از يك گونه به گونه ديگر براي توليد ارگانيسم ترانسژن، توليد دامها و گياهان مشابه از نظر ژنتيكي و آميخته كردن انواع مختلف سلولها براي توليد محصولات مفيد دارويي مي باشد. پيشرفتهاي حاصله كاربردهاي زيادي در توليدات دامي از طريق افزايش رشد دام، ظرفيت توليدمثلي، سلامتي دام و توسعه محصولات جديد دامي، داشته اند. اما مبحثي كه طي سالها،توجه مطالعات و آزمايشات تحقيقاتي زيادي را بخود معطوف ساخته است، امكان ايجاد و توسعه تكنيكي است كه بتواند، به منظور پيش بيني جنس گوساله، اسپرم را در ابتداي كار، تعيين جنس كند. توانايي و امكان تعيين جنسيت گوساله، يك هدف قديمي صنعت گاو شيري و گوشتي در دنيا بوده است و در حال حاضر به عنوان يكي از تكنيكهاي توليدمثلي مطلوب شناخته شده است. اين روش، سيستمي است دقيق به منظور جداسازي كروموزومهاي جنسي X و Y در اسپرم كه با امر تلقيح مصنوعي همراه است و اثرات بسياري بر بازده توليد شير و گوشت خواهد داشت. اين تكنولوژي كاربرد زيادي به منظور تغييرات و اصلاح ژنتيكي دام دارد كه يك مثال بارز آن در صنعت گاو شيري است. به عنوان مثال در يك گله گاو شيري، به منظور تأمين 20 درصد جايگزين گله، بايد چيزي بيشتر از نصف گله با نرهاي موردنظر آميزش داده شوند. اما چنانچه تليسه ها با اسپرم از قبل تعيين شده ، آميزش داده شوند، كمتر از يك سوم گله به منظور فراهم كردن جايگزين، نياز خواهد بود.
اولين پيشرفت حاصله در جداسازي كروموزمهاي جنسي در اسپرم از طريق كشف اين موضوع بدست آمد ه اسپرم هاي تعيين كننده افراد ماده (X )، 3-4 درصد DNA بيشتري از اسپرم هاي تعيين كننده افراد نر (Y ) دارند (البته اين ميزان بستگي به گونه موردنظر دارد). در حاليكه اين تفاوت در ميزان DNA بسيار ناچيز به نظر مي رسد، اما براي ايجاد و توسعه روشي به منظور جداسازي اسپرم هاي تعيين كننده جنس نر ( اسپرم هاي داراي كروموزوم Y) و اسپرم هاي تعيين كننده جنس ماده ( اسپرم هاي داراي كروموزوم X ) مورد استفاده قرار مي گيرد. جداسازي اسپرمها به دو گروه اسپرمهاي دراري كروموزوم X و كروموزوم Y، بر اساس تفاوت در ميزان DNA آنها و با استفاده از ميزان رنگ فلورسانتي كه از DNA تابيده مي شود، انجام مي گيرد. زمانيكه پرتو ليزر، به رنگ فلورسانت بر روي DNA تابيده مي شود، آن را روشن مي كند و هر اسپرم نوري را نسبت به ميزان DNA موجود، پراكنده مي سازد. به دنبال آن اسپرمها از يكديگر جدا شده و درون 2 لوله مجزا جمع آوري مي شوند. پس به دليل اينكه اسپرم داراي كروموزوم جنسي X ( تعيين كننده جنس ماده ) حاوي DNA بيشتري است، در نتيجه نور بيشتري را ساطع مي كند و مي تواند از اسپرم داراي كروموزوم Y، با استفاده از روند سيتومتري جدا شود. دقت اين تكنيك بالاست و در نخستين آزمايشات ،بيشتر از 90 درصد گوساله ها، بدنبال استفاده از اين روند، مطابق با جنسي كه قبل تعيين شده بودند، متولد شدند. اما با وجود دقت بالاي كار، استفاده از اشعه ليزر مي تواند قابليت زنده ماندن اسپرمي كه طي اين روند، تعيين جنس شده است را كاهش دهد و در نتيجه، بازده كار پايين آيد.
اين روش به توليدكنندگان گاو شيري، اين امكان را مي دهد تا گاوهاي شيري برتر و پرتوليد را با اسپرم داراي كروموزوم X به منظور توليد تليسه ها، و گاوهاي ماده با توليد پايين تر را با اسپرم داراي كروموزوم Y از نرهاي گوشتي به منظور توليد گوساله هاي نر، تلقيح كند. پس با استفاده از اين روش هميشه مي توان، تليسه جايگزين را از گاوهاي شيري با توليد بالا و گوساله نر آميخته تيپ گوشتي با ارزش بالا را از گاوهايي كه توليد پايين دارند، بدست آورد. در صنعت گاو گوشتي، نيز، ماده ها با عملكرد بالا مي توانند با اسپرم داراي كروموزوم X به منظور توليد تليسه به عنوان جايگزين آميزش داده شوند، كه در نتيجه آن ، سرعت پيشرفت ژنتيكي درون گله نيز افزايش مي يابد. كاربرد ديگر اين روش مي تواند در توسعه و افزايش لاين هاي مادري و آميخته هاي تجارتي باشد. استفاده از اسپرم تعيين جنس شده ، افزايش گاوهاي ماده گله با صفات مادري عالي را ( بازده توليدمثلي بالا، توليد شير خوب و رفتار مادري مناسب ) به منظور آميزش با نرها براي توليد فراهم خواهد ساخت كه اغلب گوساله هايي با صفت پرواري و لاشه خوب، توليد مي كنند. با اجراي اين تكنينك، امكان سازگار كردن گاوهاي ماده با محيط و توليد گوساله‌هاي يكنواخت‌تري كه گوشت با كيفيت بالا توليد مي كنند، نيز وجود خواهد داشت.
در حال حاضر، در حاليكه، اسپرم تعيين جنس شده در مطالعات نامحدودي از توليد جنين در محيط آزمايشگاه استفاده مي شود، هزينه بالا و بازده پايين آن در صورت كاهش قابليت زنده ماندن اسپرم ها، نشان مي دهد كه اسپرم تعيين جنس شذه از طريق اين تكنولوژي، هنوز براي استفاده وسيع در تلقيح مصنوعي، مناسب نمي باشد. اين روش كه بر اساس ميزان DNA انجام مي گيرد، به درجه بالايي از مهارتهاي تكنيكي نياز دارد و دربرگيرنده تعدادي از روش هاي مشخص و اصلاح شده مي باشد.


شكل 1: تعيين جنسيت بر اساس اسپرم، يك هدف درازمدت صنايع شير و گوشت دنيا بوده است. جداكردن و تقسيم اسپرم هاي گاو نر بر اساس ميزان DNA ، به دو گروه توليدكننده جنس نر و جنس ماده، در حال حاضر با 90 درصد دقت كار، انجام مي شود.

با اين وجود، علم جديد پروتئوميكس ، روش ديگري را براي توسعه روش علمي و اقتصادي تعيين جنس اسپرم، پيشنهاد كرده است. به اين ترتيب كه، با استفاده از پروتئينهاي ويژه كروموزوم جنسي (Scsps ) ، كه بر روي سطح اسپرم قرار دارند، به منظور پيشرفت روش جداسازي كروموزومهاي جنسي X و Y در اسپرم ها، اجراي يك روش ايمنولوژيكال را فراهم مي سازد كه براي اسپرم ها كمتر مضر و مخرب خواهد بود. (شكل 3 )
در اين روش، آنتي باديها، اسپرم ها از يك جنس را به يكديگر چسبانده و پيوند مي دهند و اسپرمي كه معلق مانده و تركيب نشده، از جنس مخالف بوده كه مي تواند به راحتي جدا شود و براي امر تلقيح مصنوعي مورد استفاده قرار گيرد.


شكل 2: پروتئينهاي شناخته شده ويژه كروموزوم جنسي بر روي سطح اسپرم، كه يك روش ايمونولوژيكي را براي جداسازي جنس اسپرم فراهم مي كند و اين روند براي اسپرم كمتر مضر و مخرب است.

بطور كلي اين تكنولوژي، به دامداران كمك مي كند تا جنس مطلوب خود را به هر ميزان كه موردنياز است، بدون توليد جنس ديگر، افزايش دهند. به گفته محققين، اين روش جديد، مي تواند، بطور بالقوه سالانه، ميليونها دلار را در صنعت پرورش گاو ذخيره كند.

1- سيتومتري : شمارش سلولها با استفاده از سيتومتر
2- پروتئوميكس : يك زمينه جديد علمي در مطالعات ژنتيكي است كه به بررسي تمامي پروتئينهاي بيان شده توسط يك ژنوم مي پردازد، كه شامل شناسايي پروتئينهاي بدن، تعيين وظايفشان و ... مي باشد. پروتئوميكس بسيار به مطالعه ژنوم پيوسته است.
3- ترمينال – كراس : يك شيوه تلاقي گري است كه در آن همه نتاج حاصل از تلاقي ( آميخته گري ) فروخته و يا كشتار مي شوند و در گله جايگزين مورد استفاده قرار نمي گيرند.



منابع مورد استفاده:

1- D.Niswender, G. 1999. Improving Genetics With Reproductive Biotechnology. Primeda Business Magazines and Media Inc. Available on: http://beef-mag.com/mag/beef_improving_genetics_reproductive/index.html.
2- Morris, D.G., Diskin, M.G. and Sreenan, J.M. 2001. Biotechnology in Cattle Reproduction. Teagasc, Research centre Athenry,co.Galway. Beef production series. No.39.
3- Oishi, T., Cheong, II-Ch., C.Villar, E., Lee, Sh. and Ch. Vajrabukka.1999. Applied Biotechnology in Animal Reproduction. Regional Survay on applied biotechnology in Animal production. Available on: http://www.agnet.org/library/article/ac1999d.html.
4- Weaver, T. 1999. New Accuracy in Sex Selection. Agricultural Reseach. Animal Germplasm, Resources, Conservation and Development, an ARS National Program.

شترمرغ در تایوان

به نظر بسیاری از مردم تایوان شترمرغها چیزی بیش از پرنده ای بزرگ و خنده دار که در باغ وحش تایپه دیده می شوند نیستند. آنها بیش از گوشت و پرهای شترمرغ، به جثه بزرگ وگردن درازش علاقه دارند. اما به هر حال یک تجارت تدریجی شتر مرغ در تایوان در حال شکل گیری است زیرا پرورش دهندگان آنرا  جایگزینی سالم برای گوشت قرمز می دانند که ضمنا منبع تولید بسیاری از محصولات فرعی مفید نیز می باشد.

اگر چه پرورش دهندگان تجاری شترمرغ سالهای زیادی مشغول به کار بوده اند اما این تجارت تنها طی چند سال اخیر مورد توجه قرار گرفته است. بنابر گفته آقای چنگ رییس انجمن محلی شترمرغ از وقتی که دولت اجازه واردات شترمرغ را در اواخر سال 1997 صادر کرد، دامداران  تقریبا 1200شترمرغ زنده به تایوان وارد نمودند. او می گوید‍‍” بعد از سالها پرورش شترمرغ، اکنون 10000 شترمرغ در بیش از 230 مزرعه در این جزیره وجود دارد که امیدواریم این تعداد را تا ماه ژوئن به دو برابر افزایش دهیم او اضافه کرد ”مصرف ماهیانه محصولات شترمرغ در حال حاضر  10000کیلوگرم یا برابر گوشت حاصل از286 شترمرغ تخمین زده می شود. سال گذشته ارزش کلی محصولات شترمرغ شامل پرنده زنده و پوست تا سقف 3/3 میلیون دلار آمریکا بالا رفت.

تا به حال رستوران ها و هتل ها مشتاق ترین خریداران گوشت شترمرغ بوده اند. ازآنجایی که این صنعت هنوز کوچک ومقدار تولید گوشت شترمرغ کم است مصرف کنندگان به ندرت آنرا در بازار پیدا می کنند. در حال حاضر که رشد این تجارت بیشتر شده است دامداران امیدوارند بتوانند سود بیشتری از گوشت شترمرغ بدست آورند.

با این که طعم و ساختار گوشت شترمرغ به گوشت گوساله شبیه است  اما دو سوم چربی کمتری نسبت به آن دارد و به دلیل سطح کلسترول پایین و پروتئین و آهن بالا، گوشت این پرنده به عنوان یک جانشین رضایت بخش گوشت قرمز خریداران زیادی را به خود جلب کرده است. علاوه بر گوشت‏‏، شترمرغ پر، پوست، چربی و پوسته تخم نیز تولید می کند که هر یک مصارف مخصوص به خود را دارند.

آقای کیو-هو-یین دبیر این انجمن می گوید:” پر شتر مرغ تنها پرعاری از الکتریسیته ساکن است لذا در کارخانه های دارای سیستم های الکترونیکی و کامپیوتری که الکتریسیته ساکن مشکل اصلی آنهاست(همانند مشکل کارخانه های نساجی) بسیار مفید است. این محصول همچنین در جلیقه و کیسه خواب ها نیز جایگزین شده است.

آقای کیو خاطر نشان کرد  که چرم شتر مرغ 5 برابر محکم تر از چرم گاو است و در عین حال قابلیت ارتجاعی بیشتری دارد اما  واقعیت آن است که مدتها  در صنعت چرم سازی دنیا به عنوان کالایی گران قیمت مطرح بوده است.

چربی این پرنده نیز تدریجا در میان روغنهای خوراکی و محصولات آرایشی راه باز کرده است.

 

 

از سوی دیگرعده ای از هنرمندان نیز به نقاشی روی پوسته بزرگ تخم شترمرغ علاقمندند.

شاید مهمترین امتیاز پرورش شترمرغ داشتن کمترین تاثیر منفی بر محیط زیست باشد.

 آقای کیو می گوید   آلودگی اندک یکی از دلایل ما برای تشویق پرورش شترمرغ است. شترمرغ آب کمی مصرف نموده و مدفوع کمی تولید می کند و بر خلاف مرغ این مدفوع به ندرت تبدیل به منبع آلودگی می شود. همچنین شترمرغها مانند ماکیان اهلی نشده اند که بدین معناست که آنها سازگاری بیشتری با محیط زیست طبیعی خود داشته و در برابر بیماریها نیز مقاوم ترند.

پرورش تجاری شترمرغ، اولین بار در اواسط قرن نوزدهم در آفریقای جنوبی شروع شد و این کشور صنعت شترمرغ را سالها در انحصار خود داشت. سایر کشورها با شروع واردات شترمرغ زنده و توسعه این صنعت از حدود یک دهه گذشته، بازار آن را گشودند.

 ارزش اقتصادی بسیارزیاد شترمرغ کریس-چن را بر آن داشت که به این تجارت بپردازد. در سال 1997 او شرکت  galant ostrich ranch Co. Ltd. را تاسیس و شروع به واردات شترمرغ نمود. galant  همچنین برای معرفی گوشت شترمرغ به مصرف کننده ها و توسعه محصولات جدید مانند سوسیس، ژلاتین و گوشت با توزیع کننده ها و رستورانها  همکاری می کند.

اگر چه چرم شترمرغ تایوانی هنوز نسبتا کمیاب است اما در ژاپن مشتریانی هر چند کم اما قابل اعتماد بدست آورده است.

علی رغم اینکه تولید کنندگان محلی چرم کاملا قادر به پردازش پوست شترمرغ هستند اما پیشرفت این جنبه از این تجارت  نیازمند صرف وقت زیادی می باشد.

آقای کیو می گوید”  تایوان یک بازار بسیار کوچک برای تجارت شترمرغ است به همین دلیل ما این پرندگان را بیشتر به دلیل گوشتشان پرورش می دهیم. او همچنین خاطر نشان می کند که در آفریقای جنوبی برای بیشتر پرورش دهندگان، پوست شترمرغ منبع اصلی سوددهی محسوب می شود. بعضی مردم شترمرغ را نه برای گوشت که فقط برای چرم پرورش می دهند که این موضوع در آینده جزو اهداف شرکتهای محلی قرار خواهد گرفت. در حال حاضر بزرگترین شرکت تجاری شترمرغ در جزیره ، galant  است که بر روی بازار گوشت شترمرغ متمرکز خواهد شد.

آقای چن توضیح داد که نیاز به واردات شترمرغ، پرورش این پرنده را نسبت به کشورهایی چون استرالیا و ایالات متحده امریکا گران تر نموده است او می گوید ” ما اندام های داخلی شترمرغ را به عنوان محصول تازه و یا محصول فر آوری شده می فروشیم که کمی سوددهی را بیشتر می کند و می تواند نسبتا هزینه بالای پرورش شترمرغ را تعدیل کند.

تایوان سالانه نزدیک به 65000 تن گوشت گاو وارد می کند که برابر با 93 درصد کل گوشت موجود در بازارآن است. دامداران امیدوارند که گوشت شترمرغ بتواند 10 درصد از این مقدار را در اختیار بگیرد که برابر با 200000 شترمرغ در سال خواهد بود.  چن می گوید که این موضوع می تواند به وسیله معاش دامداران  تبدیل  شده و از سوی دیگر موجب استفاده بهینه از زمین های غیر زراعی  گردد.

شرکت ایالتی taiwan sugar نیز  به توانمندی های بازار این پرنده توجه دارد. این شرکت در گذشته صرفا دارای مزارع پرورش خوک بود اما در سال 1998 به پرورش شترمرغ رو آورد. بخش بیوتکنولوژی taisugar خط تولید نوعی کرم صورت را ایجاد نموده که از چربی شترمرغ تولید می شود  و این محصول تا آخر سال به بازار خواهد آمد.

گرچه اخبار گسترده ای که در مورد محصولات شترمرغ منتشر می شود می تواند آگاهی های مردم را در زمینه تجارت شترمرغ افزایش دهد ولی با این وجود روشهای تولید و توسعه بازار دغدغه اصلی این تجارت محسوب می شود.

میزان زنده مانی جوجه شترمرغ ها تا3 ماهگی در حال حاضر 50 در صد است که مزرعه داران انتظار افزایش آنرا تا 75 درصد داشته واز سوی دیگر بدنبال کاهش سن بلوغ شترمرغ نیز می باشند.

آقای چن می گوید” برای باز کردن این بازار به ابتکار زیادی نیاز است ازجمله لازم است تا دولت محیطی سودمند جهت توسعه برایمان فراهم کند. تمام سهامداران بر این باورند که وزارت کشاورزی باید هر چه زودتر شترمرغ را در لیست ماکیان اهلی قرار دهد. در حال حاضر مرغ، اردک، غاز و بوقلمون در این لیست قرار دارند که در این صورت اضافه شدن شترمرغ به آن، دولت می تواند علاوه برنظارت کمکهای مناسبی نیز به مزارع شترمرغ ارائه کند که باعث  توسعه بهتراین صنعت خواهد شد.